دوره 3, شماره 2

تابستان 1391

فهرست مطالب

علوم پایه

هدف از تحقيق حاضر تهيه نقشه حساسيت زمين‌لغزش با استفاده از سيستم استنتاج عصبي-فازي تطبيقي در شمال شهر تهران است. به اين منظور با استفاده از تصاوير ماهواره‌اي GeoEye سال‌هاي 2012-2011، SPOT-5 سال 2010 و بازديدهاي صحرايي، 528 نقطه لغزشي شناسايي و نقشه پراکنش زمين‌لغزش‌هاي منطقه مورد مطالعه تهيه گرديد. لايه‌هاي اطلاعاتي درجه شيب، ليتولوژي، جهت شيب، کاربري اراضي، فاصله از آبراهه، طبقه ارتفاعي، فاصله از گسل، شکل شيب، فاصله از جاده، شاخص توان آبراهه (SPI) و شاخص پوشش گياهي تفاضلي نرمال شده (NDVI) به عنوان عوامل موثر بر وقوع زمين‌لغزش شناسايي و نقشه‌هاي مذکور در محيط نرم‌افزار ArcGIS تهيه و رقومي گرديدند. به منظور وزن‌دهي کلاس‌هاي هر يک از عوامل از روش نسبت فراواني استفاده گرديد. سپس وزن‌هاي به‌دست آمده نرمال‌سازي شده و به محيط نرم‌افزار MATLAB منتقل گرديد. در تحقيق حاضر از الگوريتم يادگيري هيبريد و ساختار سيستم استنتاج فازي نوع سوم (خوشه‌بندي C-ميانگين) براي پهنه‌بندي حساسيت زمين‌لغزش استفاده گرديد. ارزيابي مدل مذکور با استفاده از منحني تشخيص عملکرد نسبي (ROC) و 30 درصد نقاط لغزشي (158 لغزش) صورت گرفت. نتايج ارزيابي نشان داد که دقت مدل‌ تهيه شده با استفاده از ANFIS در منطقه مورد مطالعه 48/77 درصد (خوب) برآورد گرديد.
حميدرضا پورقاسمي, حميدرضا مرادي, سيد محمود فاطمي عقدا
PDF
حفاری های سطحی و عمقی از مهمترین عملیات پروژه های اکتشافی هستند ،حجم تغییراتی که این پروژه ها برمورفولوژی و محیط اطراف پدید می آورند گاهاً به قدری است که محیط اطراف بطور کلی دستخوش تغییرات اساسی،خسارات و مخاطرات فراوانی می گردد. بررسی تاثیرات این پروژه ها بر محیط و ارائه راه کارهای مناسب می تواند راه گشای حل بسیاری از معضلات پیش رو در حال حاضر وآینده باشد.دراین پژوهش اثرات ژئومورفولوژی در محدوده ارتفاعات کوه ایل دره در شهرستان کرمانشاه ،مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی و تحلیل این تغییرات در محدوده معادن مذکور با استفاده ازعملیات میدانی ،تصاویر ماهواره ای ، عکس هوایی صورت گرفته است.نتایج پژوهش نشان میدهد فرایندهایی مانند تغییرات مورفولوژی نظیر تسریع روند فرسایش، تسریع فرایندهای دامنه ای، افزایش باربستری و پدیده ریزش شدت یافته است. با توجه به بررسی ها و شواهد موجود فرایندهای دامنه ای در اثر انباشت باطله ها ،تشدید پدیده ریزش و افزایش بار بستری روی دامنه هایی که معادن فعالند چندین برابر دامنه های بدون فعالیت معدن می باشد. فرایندهای فوق مهمترین و موثرترین فرایندهایی هستند که ناشی از اکتشافات معدن در منطقه برتغییرمورفولوژی اثرگذاشته اند. علاوه براین برخی از راهکارها نظیر پایدار سازی دامنه با انتقال و دور کردن مواد زائد از روی دامنه ها ، پاکسازی آبراهه ها از رسوبات ناشی از معدن کاوی، تقویت پوشش گیاهی، ایجاد پله های محافظ و بازیافت باطله ها ،جلوگیری از ورود مواد آلاینده به اب رودخانه نیزجهت کاهش تغییرات شدید ژئومورفولوژی وآسیب های محیطی پیشنهاد گردیده است.
امجد ملکی, سارا محمدی, خدیجه دولتیاری
PDF
وقوع زمین لغزش‌های متعدد و گسترش روزافزون آن‌ها در حوضه آبخیز گوگرد از شهرستان خوی و ظهور مخرب آن‌ها در روستای گوگرد و تهدید اهالی آن، نیازمند انجام مطالعه برای اقدامات برنامه‌ریزی است. اهداف عمده این تحقیق، شناسایی حساسیت منطقه مورد مطالعه در وقوع زمین‌لغزش و تعیین عوامل موثر کنترل کننده رخداد زمین‌لغزش است. در این میان، روش رگرسیون لجستیک به عنوان یک روش آماری چندمتغیره با استفاده از متغیرهای مستقل، مانند عوامل توپوگرافی، زمین‌شناسی و انسانی و متغیر وابسته (زمین‌لغزش‌های موجود آموزشی) و لایه ژئوتکنیک و عملیات میدانی مدل مناسبی برای پهنه‌بندی خطر وقوع زمین‌لغزش می-باشد. در این مدل، احتمال رخداد زمین‌لغزش با توجه به عوامل موثر در رخداد زمین‌لغزش و پهنه‌های زمین-لغزش‌های موجود تخمین زده می‌شوند. نتایج نشان داد که فاصله از جاده، ارتفاع و فاصله از رودخانه به ترتیب با ضرایب بتای 959/57-، 596/20- و 404/15- دارای بیش‌ترین تأثیر در وقوع زمین‌لغزش‌ها بوده و مناطق با حساسیت زیاد در مرکز حوضه متمرکز شده‌اند. در نهایت، نقشه پهنه‌بندی برای اعتبارسنجی با زمین-لغزش‌های آزمایشی و نقشه ژئوتکنیک مقایسه شد و نتایج، اعتبار مدل رگرسیون لجستیک را تأیید کرد.
محمدمهدي حسين زاده, مصطفي اميني, بابك ميرباقري
PDF
آب مورد نیاز مجتمع گل‌گهر از سه حوضه آبى چاه‌دراز، قطاربنه و خیرآباد و همچنین چاه‌هایی که در محدوده معدن حفر شده است، تامین می‌شود. با توجه به اینکه در کارخانجات معدن گل‌گهر از آبی با شاخص‌های خاص صنعتی استفاده می‌شود، بررسی و شناخت خصوصیات هیدروژئوشیمی منابع تامین آب معدن، مقایسه این منابع با یکدیگر و ارزیابی آنها به منظور تامین مطمئن آب برای مصارف مرتبط با معدن گل‌گهر لازم و ضروری می‌باشد. در این تحقیق از نتايج آناليز شيميايي 87 نمونه‌ آب برداشت شده از حوضه‌های آبریز چاه‌دراز (34 نمونه)، قطاربنه (24نمونه)، خیرآباد (9نمونه) و همچنین محدوده معدن گل‌گهر (20 نمونه) که در سال 1390 توسط آزمایشگاه معدن گل‌گهر مورد سنجش قرار گرفته شده، استفاده شد. جهت بررسی همزمان متغیرهای مختلف موثر بر کیفیت آب زیرزمینی در منطقه مورد مطالعه از روش تحلیل عاملی استفاده شد. بر اساس نتایج تحلیل عاملی به طور کلی دو عامل مشخص شد. عامل اول را می‌توان به فرآیند نفوذ آب شور نسبت داد. با توجه به درصد بالایی که عامل اول دارد می توان نتیجه گرفت که کفه نمکی سیرجان مهمترین عامل در تعیین کیفیت آب زیرزمینی مناطق مورد مطالعه است. عامل دوم توسط یون‌های بیکربنات و نیترات مشخص شده است. عامل دوم را می‌توان هم تاثیر زمین شناسی منطقه و هم عوامل بشرزاد در نظر گرفت.
حمیدرضا ناصری, بتول جان‌جانه
PDF
محدوده مورد مطالعه در قسمت جنوبی کمربند آتشفشانی – نفوذی ايران مرکزی و در 5/3 کيلومتری شمال-شرق معدن سرچشمه واقع شده‌است. توده داسيتی- ريوليتی پورفيری با نفوذ در واحدهای آتشفشانی- رسوبی قديمی‌تر باعث دگرسانی و کانی‌زايی شده‌است. براساس نتايج حاصل از آناليز، عنصر مس دارای ميانگين عيار 714، موليبدن 24/20، سرب 52/61 و روی 54/23 گرم در تن در سنگ‌های منطقه می‌باشد و بهترين زون غنی‌شده از کانی‌های ثانويه کالکوسيت، بورنيت و کووليت در عمق 30 تا 60 متری گمانه S1 منطبق بر سيستم استوک‌ورکی کوارتز- مالاکيت- آزوريتی در مرکز توده نفوذی وجود دارد. توده نفوذی نسبت به سنگ-های ديواره از لحاظ مس، سرب و روی فقيرتر و از نظر محتوای موليبدن غنی‌تر است. دگرسانی‌های پروپيلي-تيک و آرژيليک به ترتيب دارای کمترين مقادير مس، سرب، روی و موليبدن می‌باشند و اثری از دگرسانی پتاسيک ديده نمی‌شود. بالاترين سهم عنصر مس متعلق به دگرسانی آرژيليکی- فيليکی است. تغييرات عناصر در پروفيل‌های شمالی- جنوبی و شرقی- غربی و هم‌چنين سطح به عمق در کانسار متاثر از سنگ‌شناسی، دگرسانی و کانی‌زايی بوده و عناصر مس و موليبدن روندی متفاوت با دو عنصر سرب و روی نشان می‌دهند. با وجود مساعد بودن فيزيکوشيميايی و هم‌چنين وجود پوشش هماتيتی سطحی که برخی آن را به عنوان راهنمای اکتشافی منطقه غنی‌سازی سولفيدی ثانويه معرفی نموده‌اند، اما در کانسار سريدون به دليل فقيربودن توده نفوذی از کانی‌های مس‌دار اوليه، منطقه غنی‌شده قابل توجهی تشکيل نشده‌ و اين کانساراز لحاظ بهره برداری غيراقتصادی می‌باشد.
ایرج رسا, سارا امانی لاری, زهرا نوریان
PDF
از عوامل مؤثر در ایجاد و گسترش کارست می‌توان به سنگ‌شناسی، توپوگرافی، میزان نزولات، سطوح ناپیوستگی و زمین‌شناسی ساختمانی اشاره نمود. زمين‌شناسي ساختماني يك ناحيه با مشخص کردن مسيرهاي جريان كلي در آبخوان و توسعه انحلالي مسيرهاي جريان، نقش عمده‌ای در تعيين رفتار سيستم جريان آب زيرزميني در پهنه‌هاي كارستي ايفا می‌کند. در این پژوهش نقش عوامل ساختاری در ظهور چشمه‌ها در منطقه ایذه مورد بررسی قرار گرفته است. بدین منظور ابتدا مبادرت به تهیه لایه‌های اطلاعاتی عناصر تکتونیکی، خطواره‌ها، شیب و پتانسیل کارست شدگی با استفاده از نقشه‌های توپوگرافی، زمین‌شناسی، بررسی عکس‌های هوایی و پردازش تصاویر ماهواره‌ای شد. لایه‌های اطلاعاتی در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) با لایه چشمه‌ها همبستگی داده شد و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد تمرکز چشمه-ها در رده‌های پایین شیب توپوگرافی (18-7 درجه) و‌ ارتفاع (491- 941 متر) بیشتر است. بیشترین تعداد چشمه‌ها در لایه‌هایی با شیب‌ کم و در سازند آهکی آسماری می‌باشد. ارتباط نزدیکی بین عناصر تکتونیکی با فراوانی چشمه‌ها وجود دارد به‌طوری که چشمه‌ها در فاصله0 تا 2389 متری از عناصر تکتونیکی و در اطراف گسل‌های با طول 3 تا 9 کیلومتر می‌باشد. شيب یال‌های ساختارهای چین‌خورده به گونه‌اي است كه باعث هدايت جريان آب به سمت سازندهاي مجاور مي‌گردد، بنابراين رخنمون بسياري از منابع آبي مجاور، نشأت گرفته از اين ساختارها مي‌‌باشد. این روابط نشانگر نقش بارز عناصر تکتونیکی و لزوم توجه به آن‌ها در بررسی استعداد منابع و انتقال آب‌های زیرزمینی در مناطق کارستیک می‌باشد.
زهرا بوسلیک, عباس چرچی, محمدرضا کشاورزی, زینب احمدنژاد
PDF
ناحيه مورد مطالعه شامل محدوده دو روستاي كورملا و قزل‌احمد مي‌باشد كه، در فاصله 22 كيلومتري جنوب‌شرقي شهرستان بستان‌آباد و در زون البرزغربي آذربايجان واقع شده است و شامل واحدهای آتشفشانی ائوسن، نفوذی‌های اليگوميوسن و واحدهای آذرآواری آتشفشان سهند می باشد. دگرساني‌هاي عمده در منطقه عبارتند از: فيليك، آرژيليک و پروپيليتيک است. كاني‌سازي به صورت رگه‌اي و شامل كاني‌سازي پيريت، مگنتيت، گالن و كالكوپيريت به شكل كاني‌سازي اوليه و كووليت، گوتيت، هماتيت و اكسيدهاي منگنز بصورت ثانويه مي‌باشد. كالكوپيريت، پيريت و مگنتيت در اثر اکسيد شدن تقريباً از بين رفته و آثار جزئي از آنها به چشم مي‌خورد. بر اساس مطالعات، در اثر فرآيندهاي ثانويه محلول‌هاي سطحی، كاني‌سازي گوتيت غالب شده است. بر اساس نتايج آناليزهاي شيميايي منطقه داراي كاني‌سازي طلا، سرب، روي، مس، موليبدن و نقره مي-باشد. مقادير بالاي ضريب توليد عناصر طلا، منگنز، آهن و روي بر اساس نتايج آناليزهاي ژئوشيميايي محرز است. بر اين اساس اين منطقه احتمالاً يك کانسار پلي‌متال است
مهرناز نيك نظر, محسن مؤيد, قادر حسين زاده
PDF