دوره 5, شماره 1

بهار 1393

فهرست مطالب

علوم پایه

زیبایی از مقوله‌های مهم در راستای دست‌یابی به آرامش روحی و روانی شهروندان محسوب می‌شود. بدون توجه به عناصر زیباساز در طراحی محیطی شهرها، نمی‌توان به طراوت و شادابی کالبدی دست یافت. این پژوهش با هدف تحلیل و رتبه‌بندی عملکردهای زیباشناسانه در منطقه 6 تهران، تهیه و تنظیم شده است. دو متغیر مهم رضایت و کارآیی با تأکید بر هفت شاخص (تعداد عناصر زیباساز، جانمایی، شکل و فرم، رنگ، تناسب محیطی، نورپردازی و خوانایی) از طریق نرم افزار SPSS مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین رضایت مردم و عملکرد سازمان زیباسازی شهر تهران، با همبستگی "638/0" رابطه‌ی مستقیمی وجود دارد. در ارتباط با شاخص کارآیی و عملکرد سازمان، نیز بهترین عملکرد مربوط به شاخص جانمایی با میانگین 91/2 برای مردان و رنگ با میانگین 11/3 برای زنان است. کمترین میانگین نیز مربوط به شاخص تعداد عناصر با میانگین 24/2 برای مردان و 34/2 برای زنان است. در ارتباط با رضایت کلی از سازمان زیباسازی نیز بیشترین میانگین با 76/3 مربوط به شاخص رنگ و کمترین میانگین با 91/1 برای شاخص نورپردازی ثبت گردیده است. در نهایت برای رتبه‌بندی نواحی منطقه به منظور سنجش میزان رضایت و عملکرد از مدل AHP استفاده شده است. ناحیه دو با 28/0 امتیاز بالاترین و ناحیه یک با 104/0 امتیاز از پایین‌ترین امتیاز بر اساس عملکرد و رضایت کل شهروندان برخوردار شده است. نتایج پژوهش نشان داد که تأکید بر تندیس‌های شهری، پارک‌های منطقه‌ای، تأمین روشنایی، مبلمان شهری، تغییر کاربری اماکن متروک و نظافت محلی و بهره‌گیری از ایده‌های خلاقانه از مهم‌ترین راهکارهای پیش رو برای بهبود وضعیت فعلی در حوزه‌ی زیباسازی منطقه است.

 

Abstract

Aesthetic is one of the most important concepts to realization of mental relaxation for citizens. Without attention to beautification elements in urban environmental design, physical freshness and liveliness cannot be gained. Two important variables of performance and satisfaction of beautification organization were evaluated with emphasis on the seven indexes (number of beautification elements, locating, shape and form, color, environmental harmony, lighting and readability) by means of SPSS and Pierson. The results show that there is direct relation between satisfaction of citizens and performance of beautification organization by correlation ".638**".  It means that, satisfaction increases by performance increasing. In relation with performance index of beautification organization, the highest average of performance is locating with 2/91 for men and color with 3/11 for women. The minimum average is elements number index with 2/24 for men and 2/34 for women. In relation with satisfaction index of beautification organization the highest average of satisfaction is color with 3/76 and the minimum average is lighting with 1/91. Finally for ranking of regions inside the district, AHP model is used for survey of performance and satisfaction in regions scale. Region 2 has 0/284 points as highest rank and region 1 has 0/104 points as lowest rank on the base of performance and satisfaction of whole citizens. The results of study showed that Emphasis on urban statues, regional parks, lighting, urban furniture, and land use change of abandoned places and local cleaning and gaining innovative ideas are the most important mechanisms to improve the current situation in district beautification.

 

Keywords: Aesthetic, Beautification, urban landscape, 6th district of Tehran,  AHP

بتول مجیدی خامنه, حسن جنگی
PDF

منطقه‌ی شهریار در دهه‌های اخیر شاهد افزایش روزهای غبارآلود بوده است. به منظور منشاء یابی گرد و غبار و اثرات پوشش زمین در وقوع فرسایش بادی و روزهای غبار آلود این منطقه‌ از تصاویر ماهواره‌ای لندست و نقشه‌های تراکم پوشش گیاهی استفاده شد. نتایج نشان داد که پوشش گیاهی با تراکم بالای 75% ، از بین رفته و بیشتر مساحت منطقه دارای تراکم بسیار پایین (کمتر از 25%) است. جهت باد غالب در ایستگاه شهریار شمال غربی می‌باشد. بررسی فرسایش منطقه بر اساس مدل اریفر نشان داد که این منطقه‌ی شهریار در کلاس خطر بسیار زیاد قرار دارد که فرسایش زیاد با جهت وزش باد غالب در منطقه منطبق است. بررسی آماری روزهای غبارآلود نشان داد فراوانی وقوع گرد و غبار و فصول رخداد آن در ایستگاه ایلام (ایستگاه شاخص) در مقایسه با ایستگاه شهریار متفاوت بوده به گونه‌ای که بیشترین فراوانی این پدیده در ایستگاه ایلام در تیر ماه (جولای) رخ داده و در فصل پاییز فاقد این پدیده می‌باشد. در منطقه شهریار بیشترین فراوانی روزهای غباری به ترتیب در خرداد ماه (ژوئن) و آذرماه ( دسامبر) است. در نتیجه عوامل محلی در وقوع پدیده روزهای غباری منطقه‌ی شهریار بر عوامل فرا منطقه‌ای مسلط می‌باشند.

 

Abstract

Shahriar region has been facing the increasing of dusty days during recent decades. In order to find the source of dust and the effects of land cover on wind erosion and dusty days in Shahriar region, we used satellite images (LandSat) and plant cover density maps. The results showed that plant cover with density over %75 has been lost and the most area has very low density (less than %25). The dominant direction of wind is NW. IRIFR model showed that Shahriar region is located in the high danger class of wind erosion that adjusts with its dominant wind. The statistic analysis of dusty days showed that their frequency and their happening seasons in Ilam station is different from Shahriar station, so that the most frequency of this phenomena has occurred in Ilam station during July and has not been seen this phenomena in this station during fall. Meanwhile, the most frequency of dusty days happened respectively during June and December in Shahriar station. Thus, local factors in comparison with extra-regional ones has more importance on dusty days in Shahriar region.

 Keyword: Dusty days, Wind erosion, NDVI Index, Land use change, Shahriar region, Local factors.

محمد مهدی حسین زاده, غلامرضا براتی, زهرا صابر نیا
PDF

هدف اين پژوهش، بررسي الگوهاي ضخامت در روزهاي همراه با رخداد گرماهاي فرين ايران است. براي انجام آن، از داده‌هاي دماي663 ايستگاه همديد و اقليمي ايران در بازه زماني 1/1/1340 تا 29/12/1382 استفاده شده است. سپس به کمک روش کريجينگ دما روي ياخته‌هاي 15*15 کيلومتر براي کل ايران درون-يابي شد و يک آرايه‌ي 7187*15992بدست آمد. داده‌هاي ارتفاع ژئوپتانسيل نيز در همين بازه زماني از پايگاه داده NCEP/NCAR فراهم شد. ابتدا روزهاي همراه با گرماي فرين با استفاده از نمايه NTD مشخص شد. سپس براساس بزرگي و گستره رويداد‌ها داده‌ها مرتب گرديد و يک آرايه به ابعاد 264*7187 ياخته شکل گرفت. 264 روز اول به عنوان نمونه گرمترين و فراگيرترين روزها انتخاب و مورد بررسي قرار گرفت. نقشه‌هاي ضخامت ترازهاي 1000 و 500 هکتوپاسکال و انحراف بهنجار شده دماي ايران نيز در طي روزهاي نمونه محاسبه شد. بررسي‌ها نشان داد که گرمترين و فراگيرترين رخداد گرماهاي ايران با دو الگوي نقشه‌اي ضخامت روي مي‌دهد. الگوي يک بيشتر در نيمه گرم سال حاکم است، اما زمان فعاليت الگوي دو بر خلاف الگوي اول نيمه سرد سال است و در بخش بزرگي از زمان رخدادهاي گرم فرين حاکميت داشته است. در زمان حاکميت الگوي يک نيمه غربي کشور و در زمان حاکميت الگوي 2 نيمه شمالي کشور رويدادهاي گرم فرين را تجربه کرده‌اند.

 

 

Abstract

The aim of this research is to recognized thickness patterns of Iran Based on the extreme warm temperatures . To do this ,the daily temperature data from 663 climatic and synoptic stations during the days from 1 January 1961 to 31 December 2004 has been deployed. It has been inner studied by Kriging techniques in 15*15 kilometer Pixels. In this way a matrix of 15992*7187 dimensions was formed. To identify the extreme warm days ,we used the normalized temperature departure index(NTD).Then ,according to the amount of this index (NTD>0)and the expansion of dominant warm the data was arranged ,and the first 264 days that provide the NTD>2 was chosen as the sample. At last a matrix of 264*7187 dimensions was formed. Performing the cluster analysis by the use of Ward technique in the matrix showed that, according to the extreme warms, Iran can be happened  with two patterns.The first pattern  happened in the warm  half  of  the year but the second pattern happened  in the cold half of the year.

Keywords: Temperature , Warm Extreme Temperature ,Normalized Temperature Departure, Thickness Patterns

اشرف اسدي, سيد ابوالفضل مسعوديان
PDF

در اين پژوهش، مقادير دبي‌هاي رودخانه‌هاي استان اردبيل با بهره‌گيري از مدل شبكه‌هاي عصبي مصنوعي و نیز با استفاده از توابع و امکانات نرم افزار MATLAB، مدل‌سازی شد. بدین منظور، از آمار بلند‌مدت ايستگاه‌هاي هيدرومتري رودخانه‌هاي اين استان و برخي پارامترهاي اقليمي (دما، رطوبت نسبي، بارندگي و فشار) ايستگاه‌هاي سينوپتيک موثر بر ميزان دبي‌هاي حوضه‌هاي اين استان در طول دوره آماري 30 ساله (سال‌ آبي 58-1357 تا 88-1387) بهره ‌گرفته شد. ورودي‌هاي شبکه، داده‌هاي متوسط ماهانه‌ي متغيرهاي بارش، دما، رطوبت نسبي (حداقل، ميانگين و حداکثر) و متوسط فشار ايستگاه‌هاي سينوپتيک اردبيل و خلخال و خروجي شبکه نيز مقادير متوسط دبي‌هاي ماهانه‌ي شش ايستگاه‌ هيدرومتري بران، دوست‌بيگلو، مشيران، گيلانده، ساميان و درو مي‌باشند. براي هر ايستگاه يك شبكه با خطاي کمتر از 5 درصد طراحي گرديد. پس از بررسي شاخص‌هاي عملكرد شبكه از جمله ضريب تعيين، مجذور ميانگين مربعات خطا، ميانگين مربعات خطا، ميانگين مطلق خطا، ميانگين درصد خطا و ضريب همبستگي مشاهده شد كه پيش‌بيني دبي با دقت قابل قبولي انجام شده به طوري كه ميزان ضريب همبستگي‌آن 99/0 و حداكثر خطاي آنها 51/3 درصد بوده است.

 

Abstract

In this study, flows of Ardabil province rivers were modeled by using artificial neural network models and the use of functions and features in MATLAB. Therefore, long-term data of Ardabil hydrometric stations and meteorological parameters of synoptic stations affecting on the rate of flow of Ardabil province basins (temperature, relative humidity, precipitation and pressure) during the 30-year period (1979-2009) were used. Network inputs are the average monthly rainfall, temperature, relative humidity (minimum, average and maximum) and mean pressure of Ardabil and Khalkhal synoptic stations. The network output values are the monthly average of flows of six hydrometric stations like Dust-bigelow, Mashiran, Gilandeh, Samian and Dero. For each station, a network was designed with an error of less than 5 percent. After analyzing network performance indices such as the coefficient of determination, root mean square error, mean square error, mean absolute error, average percentage error and correlation coefficient was observed that the predicted flow rates with acceptable accuracy was such that the correlation coefficient 0.99 and the maximum errors are 3.51 percent.

 

Keywords: Ardabil Province Rivers, Artificial Neural Networks, Prediction, flows.

 

 

برومند صلاحی
PDF

با توجه به لرزه‌خیزی ایران و اهمیت زمین ساخت فعال، در ارزیابی مخاطرات طبیعی، و مدیریت مناطق پر جمعیت شهری، مطالعات ریخت سنجی جهت تعیین فعالیت زمین ساختی نسبی ضرورت دارد. گستره مورد مطالعه در جنوب باختری شهرستان لنجان قرار دارد، و از نظر زمین ساختی در پهنه سنندج– سیرجان واقع گردیده است. در این پژوهش حوضه‌ آبریز گستره مورد مطالعه، به سه بخش A، B و C تقسیم شده، و هر بخش نیز، در جایگاه خود به چندین زیر حوضه تفکیک شده، تا شاخص‌های ریخت سنجی همچون شاخص شیب- طول رودخانه (SL)، شاخص عدم تقارن حوضه رودخانه (Af)، انتگرال فراز سنجی (Hi)، نسبت پهنای بستر دره به ارتفاع آن (Vf) و شاخص پیچ و خم پیشانی کوهستان (Smf) در هر یک از زیرحوضه‌ها، اندازه‌گیری شود. سپس هر بخش بر اساس شاخص‌های ریخت سنجی محاسبه شده، از نظر فعالیت زمین ساختی نسبی، رده‌بندی می‌گردد، تا در نهایت رده‌بندی فعالیت زمین ساختی نسبی نهایی انجام گیرد. که این رده‌بندی تحت عنوان S/n بیان می‌شود، و میانگین تمامی رده‌بندی‌های انجام شده، برای هر بخش است. بر این اساس، حوضه B، که در بخش میانی گستره مورد مطالعه قرار دارد، فعالیت زمین ساختی بیشتری نسبت به حوضه‌های A و C دارد. و این در حالی است که، مطالعات ساختاری انجام شده، در گستره مورد مطالعه نیز تراکم بالای ساختارها را در بخش B نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، حوضه B بیش از دو حوضه مجاور خود، تحت تاثیر فعالیت‌های زمین ساختی می‌باشد، که این فعالیت‌های زمین ساختی، ناشی از سامانه ترافشارشی راستبر حاکم بر گستره مورد مطالعه است.

 

Abstract

According to the seismicity of Iran and the importance of active tectonic on evaluation of natural hazards and management of populated urban areas, morphometric studies are necessary to determinate relative tectonic activities. The study area located on Southwestern of Lenjan County is a part of Sanandaj– Sirjan belt. In this study, catchments of the area can be divided into three main parts of A, B and C, and every zone in itself is divided into sub – basins in order to calculate morphometric indexes such as: Stream length – gradient index (SL), Asymmetry factor (Af), Hypsometric Integral (HI), Valley floor width – to height ratio (Vf) and Mountain front sinuosity (smf). Then, each part, based on the calculated morphometric indicators, is classified with respect of tectonic activity, and finally mean of all indicators of each zone are presented as s/n which indicates the final classification of tectonic activity. Based on the calculations, basin B located in the middle of study area shows more tectonic activity in comparison with parts A and C, while structural studies of the field show high density of structures in part B. In other words, basin B has been affected by tectonic activities, caused by a dominant dextral transpressional system in the field, more than two adjacent basins.

Keyword: morphometric indices, dextral transpression zone, relative tectonic activity, lenjan- Esfahan.

انیس السادات خلیفه سلطانی, سید احمد علوی, محمد رضا قاسمی
PDF

تحقیق کنونی تلاش دارد با تهیه الگویی سه بعدی بوسیله نرم افزار RMS از سازند گچساران در میدان نفتی اهواز، دیدگاه مناسبی از شکل هندسی آن‌ها به ‌منظور تهیه دقیق و سریع برنامه پیش‌بینی زمین-شناسی در حفاری‌های آتی، برای فائق آمدن بر مشكلات متعدد در حفاری طبقات مخاطره آمیز گچساران ارائه دهد. بر اساس مطالعات انجام شده بخش یک سازند گچساران در سرتاسر میدان از هندسه سر سازند آسماری و بخش‌های چهار، پنج، و هفت سازند گچساران و سازند میشان از هندسه بخش شش پیروی می‌کنند. بخش یک دارای ضخامت تقریباً یکسان در سرتاسر میدان می‌باشد درحالی که کاهش شیب در یال‌های این بخش از سمت خاور به باختر به وضوح مشخص است. تغییرات ضخامت بخش دو الی چهار سازند گچساران در طول میدان بسیار زیاد است که کمترین ضخامت در این بخش مربوط به قسمت خاوری و روی قله می‌باشد. بررسی مقاطع عرضی نشانگر کاهش شیب کلی در بخش‌های چهار، پنج، شش، هفت سازند گچساران و همچنین سازند میشان از سمت شرق به باختر میدان می‌باشد. پس از ساخته شدن چاههای فرضی در مدل، موقعیت و عمق برخورد آن‌ها با افقهای مدل شده مورد مقایسه و بررسی قرار گرفت و نتایج پیش بینی شده در مدل قابل قبول ارزیابی گردید.

 

 

Abstract

The present study is an attempt to provide a 3D model of the Gachsaran Formation using RMS software in the Ahvaz field to characterize the field geometry which is necessary for an accurate geological plan in the future drilling program. This leads to overcome several problems while drilling of hazardous Gachsaran Formation. The results indicated that the geometry of member one of the Gachsaran Formation is following the top zone of the Asmari Formation, but members of 4, 5, 7 and Mishan Formation are following the geometry of member 6. The thickness of member one is relatively constant whilst the dip decreasing is clear in flanks from east to west. The thickness variation of members 2 to 4 of Gachsaran Formation is different thoroughly and the least thickness was detected in the eastern part at the crest. The general dip decreasing in members of 4 to 7 of the Gachsaran and Mishan formations which is concluded by cross sections studies. By providing a conceptual well plan in the model, their positions and well picks with the modeled horizons were compared and analyzed and the prediction results were reasonable evaluated.

 

Key words: Ahvaz oil field, 3D modeling, Well planning, Gachsaran Formation.

 

بهمن سلیمانی, صابر شیروانی, عباس اشجعی
PDF

منطقه قوشچي‏‎ٌ در شمال غرب ايران شامل طيف وسيع سنگ‌شناسي از گابروديوريت تا آلكالي‌گرانيت است كه در بخش‌هايي در هم نفوذ كرده و حجم‌هاي مختلفي از آنكلاوهاي مافيك را شكل داده و يا در برخي موقعيت‌ها با هم ادغام شده و سنگ حدواسط را تشكيل داده است. آنكلاوهاي موجود با تركيب سنگ‌شناسي گابروديوريت دانه ريز بوده، به طوري كه با نزديك شدن به حاشيه آنكلاو ريز دانه‌تر شده و براثر تجمع كاني‌هاي مافيك در حاشيه تيره‌تر به نظر مي‌رسد. اين آنكلاوها به اشكال مختلفي مانند گرد، بيضوي تا اشکال نامنظم با سطوح صاف، مواج، کنگره‌‌اي و زائده‌دار قابل رويت هستند. حضور درشت بلورهاي فلدسپار و كوارتز در آنكلاوهاي مافيك و يا هجوم ماگماي گرانيتي در توده‌هاي بزرگ گابروديوريتي به عنوان ديگر شواهد صحرايي قابل ذكر هستند. علاوه بر آن شواهدي چون بافت‌ پوئي‌كيليتيك در درشت بلورهاي فلدسپار، لخته‌هاي مافيك، آپاتيت‌هاي سوزني، پلاژيوكلاز دو نسلي حاكي از فرايند اختلاط ماگمايي است. تركيب پلاژيوكلازهاي مورد مطالعه از آلبيت تا لابرادوريت تغيير مي‌كند، به طوري كه آنكلاوهاي مافيك با سنگ‌هاي گابروديوريتي هم‌پوشاني دارد و سنگ‌هاي آلكالي گرانيت با درشت بلورهاي فلدسپار قابل مقايسه هستند. بررسي تغييرات سيستماتيك ميزان آنورتيت و عناصر Fe، Ti، Ba و Sr از حاشيه به مركز در بلورهاي پلاژيوكلاز بيانگر نوساناتي در الگوي منطقه‌بندي پلاژيوکلاز و مويد نقش موثر اختلاط ماگمايي در شكل‌گيري توده نفوذي مورد مطالعه است.

 

Abstract

The Ghoshchi area is located in the southwestern part of Iran and lithologically ranges from gabbro to alkaline granite. In some parts, the rocks show traces of intrusion on each other forming various sizes of mafic enclaves. They have also merged together and have formed intermediate rocks in some sections. Mafic microgranular enclaves with gabbro-dioritic composition are fine-grained and become finer from center to the margin of the enclaves. Their margin is darker due to the accumulation of mafic minerals in that area. The enclaves vary in shape from spherical, ellipsoidal, and amorphous with flat, crenulated, and cuspate surfaces. The occurrence of K-feldspar megacrysts and quartz in the mafic enclaves and/or invasion of granitic magma onto the large gabbro-dioritic rocks are other notable field evidences. In addition, existence of feldspar megacrysts with poikilitic texture, mafic clots, acicular apatite and plagioclase formed in two different generations are other evidences indicative of magma mixing process. The studied plagioclases are albite to labradorite in composition; therefore, the composition of mafic enclaves overlaps with gabbro-dioritic rocks and the composition of alkaline granite are comparable with feldspar megacrysts. The systematic change of anorthite content and Fe, Ti, Ba and Sr elements from rim to core in feldspar show oscillatory pattern, and suggests effective role of magma mixing phenomena in formation of the studied intrusion.

 

Keywords: Magma mixing, Enclave, Feldspar, Ghoshchi, Urumieh.

 

فاطمه سرجوقيان, علي کنعانيان
PDF

مقالات

هدف اين پژوهش، بررسی الگوهاي ضخامت در روزهاي همراه با رخداد گرماهاي فرين ايران است. براي انجام آن، از داده‌هاي دماي663 ايستگاه همديد و اقليمي ايران در بازه زماني 1/1/1340 تا 29/12/1382 استفاده شده است. سپس به کمک روش کريگينگ دما بر روي ياخته‌هاي 15*15 کيلومتر براي کل ايران درون-يابي شد و يک آرايه‌ي 7187*15992بدست آمد. داده هاي ارتفاع ژئوپتانسيل نيز در همين بازه زماني از پايگاه داده NCEP/NCAR فراهم شد. ابتدا روزهاي همراه با گرماي فرين با استفاده از نمايه NTD مشخص شد. سپس براساس بزرگي و گستره رويداد‌ها داده‌ها مرتب شد و264 روز اول به عنوان نمونه گرمترين و فراگيرترين روزها انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نقشه‌هاي ضخامت ترازهاي 1000 و 500 هکتوپاسکال و انحراف بهنجار شده دمای ايران نيز در طي روزهاي نمونه محاسبه شد. بررسي ها نشان داد که گرمترين و فراگيرترين رخداد گرماهاي ايران با دو الگوي نقشه اي ضخامت همراه است. الگوي يک بيشتر در نيمه گرم سال حاکم است ، اما زمان فعاليت الگوي دو بر خلاف الگوی اول نيمه سرد سال می باشد و در بخش بزرگي از زمان رخدادهاي گرم فرين حاکميت داشته است.در زمان حاکميت الگوي يک نيمه غربي کشور و در زمان حاکميت الگوي 2 نيمه شمالي کشور رويدادهاي گرم فرين را تجربه کرده اند
اشرف اسدی, سید ابوالفضل مسعودیان
با توجه به لرزه‌خیزی ایران و اهمیت زمین ساخت فعال در ارزیابی مخاطرات طبیعی و مدیریت مناطق پر جمعیت شهری، مطالعات ریخت سنجی جهت تعیین فعالیت زمین ساختی نسبی ضرورت دارد. گستره مورد مطالعه در جنوب باختری شهرستان لنجان قرار دارد، و از نظر زمین ساختی در پهنه سنندج– سیرجان واقع گردیده است. در پژوهش پیش رو می‌توان حوضه‌های آبریز این گستره را بر اساس سوگیری آبراهه‌های اصلی به سه بخش A، B و C تقسیم و هر بخش را در جایگاه خود به چندین زیر حوضه تفکیک نمود، تا شاخص‌های ریخت سنجی همچون شاخص شیب- طول رودخانه (SL)، شاخص عدم تقارن حوضه رودخانه (Af)، انتگرال فراز سنجی (HI)، نسبت بستر دره به ارتفاع (Vf) و شاخص پیچ و خم پیشانی کوهستان (Smf) محاسبه گردد. سپس هر بخش بر اساس شاخص‌های ریخت سنجی از نظر فعالیت زمین ساختی رده بندی شده و نهایتا میانگین تمامی شاخص ها برای هر قسمت تحت عنوان s/n بیان می‌گردد، که معرف رده بندی نهایی فعالیت زمین ساختی می‌باشد. براساس محاسبات صورت گرفته، حوضه B که در بخش میانی گستره مورد مطالعه قرار گرفته است فعالیت زمین ساختی بیشتری نسبت به حوضه های A و C دارد که نشان می‌دهد این حوضه بیشتر از دو حوضه مجاور خود تحت تاثیر فعالیت‌های زمین ساختی در یک پهنه ترافشارشی بوده است.
انیس السادات خلیفه سلطانی
منطقه قوشچي‏‎ٌ در شمال غرب ايران شامل طيف وسيع سنگ‌شناسي از گابروديوريت تا آلكالي‌گرانيت است كه در بخش‌هايي در هم نفوذ كرده و حجم‌هاي مختلفي از آنكلاوهاي مافيك را شكل داده و يا در برخي موقعيت‌ها با هم ادغام شده و سنگ حدواسط را تشكيل داده است. آنكلاوهاي موجود با تركيب سنگ‌شناسي گابروديوريت دانه ريز بوده، به طوري كه با نزديك شدن به حاشيه آنكلاو ريز دانه‌تر شده و براثر تجمع كاني‌هاي مافيك در حاشيه تيره‌تر به نظر مي‌رسد. اين آنكلاوها به اشكال مختلفي مانند گرد، بيضوي تا اشکال نامنظم با سطوح صاف، مواج، کنگره‌‌اي و زائده‌دار قابل رويت هستند. حضور درشت بلورهاي فلدسپار و كوارتز در آنكلاوهاي مافيك و يا هجوم ماگماي گرانيتي در توده‌هاي بزرگ گابروديوريتي به عنوان ديگر شواهد صحرايي قابل ذكر هستند. علاوه بر آن شواهدي چون بافت‌ پوئي‌كيليتيك در درشت بلورهاي فلدسپار، لخته‌هاي مافيك، آپاتيت‌هاي سوزني، پلاژيوكلاز دو نسلي حاكي از فرايند اختلاط ماگمايي است. تركيب پلاژيوكلازهاي مورد مطالعه از آلبيت تا لابرادوريت تغيير مي‌كند، به طوري كه آنكلاوهاي مافيك با سنگ‌هاي گابروديوريتي هم‌پوشاني دارد و سنگ‌هاي آلكالي گرانيت با درشت بلورهاي فلدسپار قابل مقايسه هستند. با بررسي تغييرات سيستماتيك ميزان آنورتيت و عناصر Fe، Ti، Ba و Sr از حاشيه به مركز در بلورهاي پلاژيوكلاز بيانگر نوساناتي در الگوي منطقه‌بندي پلاژيوکلاز و مويد نقش موثر اختلاط ماگمايي در شكل‌گيري توده نفوذي مورد مطالعه است
فاطمه سرجوقیان, علی کنعانیان