دوره 5, شماره 2

تابستان 1393

فهرست مطالب

علوم پایه

کانسار مس- طلای کالچویه، در 25 کیلومتری شرق شهرستان کوهپایه در استان اصفهان قرار دارد. این ناحیه در بخش جنوب شرقی ورقه 100000/1 کجان و در بخش میانی کمان ماگمایی ارومیه-دختر واقع شده است. داده‌های دورسنجی بر اساس شناسایی دگرسانی‌ها، نشانگر چند آنومالی است که برخی با کانی‌سازی همراه است. کانی‌سازی در کالچویه در قالب دو رگه کوارتز به همراه کانی‌های سولفیدی است. رگه اصلی با امتداد N40E، دارای طول حدود 250 متر و ضخامت متغیر از 3 تا 5 متر است؛ رگه دیگر، با امتداد N20E، تا 150 متر قابل ردیابی است و ضخامت متغیر از 0.5 تا 3 متر دارد. سنگ میزبان در هر دو رگه، گدازه‌های پیروکسن-آندزیتی است. کانسنگ به طور عمده شامل کوارتز توده ای، همراه با گالن، اسفالریت، پیریت و کالکوپیریت است. در بخش‌های سطحی، کانسنگ با حضور اکسیدها و هیدروکسید های آهن، کربنات‌های آبدار مس، کانیهای اکسیدی سرب و روی و همین طور کوولیت و کالکوسیت مشخص می‌شود. طلا در نمونه‌های میکروسکوپی مشاهده نشد، اما آنالیز نمونه‌های معرف، تا 2 گرم در تن طلا نشان داده است. سنگ میزبان تحت تأثیر دگرسانی‌های سیلیسی و پروپیلیتی قرار گرفته است. دگرسانی پروپیلیتی در بیشتر سنگ‌های آتشفشانی و آذرآواری محل دیده می‌شود و ارتباط زایشی با کانی سازی ندارد. دگرسانی سیلیسی تا فاصله چندمتر در کمرسنگ ها گسترش دارد و با رگچه‌های کوارتز و همین‌طور جانشینی بخشی تا کامل سنگ میزیان توسط کوارتز معرفی می-شود. این دگرسانی، همبستگی مکانی و زایشی با کانی‌سازی دارد. داده-های میکروترمومتری از کوارتز رگه اصلی و یک نمونه از محدوده خاک نسوز، نشانگر وجود سیالی با شوری پایین (0.0 تا 2.8 درصد وزنی معادل نمک طعام) است. دمای همگن شدن، بین OC175-325، با میانگین OC 252 می‌باشد. شواهد پدیده جوشش، مانند همزیستی میانبارهای غنی از مایع و غنی از بخار مشاهده نشد. شواهد کانی شناسی و بافتی جوشش، مانند کلسیت تیغه‌ای، رگچه‌های کالسدونی و برش گرمابی، در تراز کنونی دیده نمی‌شود. ترکیب ایزوتوپی گوگرد در سه نمونه گالن از بخش‌های مختلف رگه اصلی، بین 1.7- تا ‰2.4- است. با توجه به دمای تشکیل کانسنگ، و با استفاده از معادله لی و لیو (2006)، میزان δ34S سیال H2S در تعادل با گالن، برابر با 0.4+ پرمیل محاسبه شده است که می‌تواند نشانگر منبع ماگمایی باشد. سیال گرمابی ممکن است به طور مستقیم از یک منبع ماگمایی برخاسته باشد، یا آنکه گوگرد و فلزات از شستشوی سنگ‌های آذرین تأمین شده باشند. با توجه به ویژگی-های فیزیکی-شیمیایی سیال و کانی‌شناسی کانسنگ و دگرسانی، ذخیره کالچویه در ردیف ذخایر اپی ترمال فلزات پایه و گرانبها است و ویژگی‌های ذخایر نوع سولفیدی شدن پایین را دارد. در بیشتر این گونه ذخایر، منبع چیره سیال گرمابی، آب زیرزمینی است و فلزات از برهم کنش سیال-سنگ تامین شده‌اند.

 

Abstract

The Kalchueh Copper- Gold deposit is located in southeast part of the Kajan1/100000 sheet, Central Iran. The area lies in the Central Urumieh-Dokhtar belt. Remote sensing based on the identification of alteration minerals in the Kalchueh area and surroundings, led to identification of several anomalies, some associated with metallic mineralization. The closest anomaly to Kalchueh includes a zone of intense argillic alteration, mined for fire clay. Mineralization in Kalchueh consists of two quartz veins associated with minor sulfides. The main ore vein extends for about 250 m. in N40E direction and varies in thickness between 3-5 m. The other vein extends for 150m in N20E direction and can be traced along strike for about 150 meters. Hypogene ore minerals in Kalchueh consist of chalcopyrite, sphalerite, galena and pyrite. The primary sulfide minerals are oxidized at surface exposures, and are replaced by Fe-oxides/hydroxides, Cu-Pb-Zn carbonates as well as Pb sulfate. Minor chalcocite and covellite locally occur as products of supergene enrichment. No native gold was found in polished sections; however, analysis of ore samples yielded up to 2 ppm of gold. The wall rocks are variably affected by propylitic and silicic alterations. Silicic alteration is represented by quartz veins and veinlets as well as partial to complete replacement of the wall rocks by silica. The alteration appears to be closely related to mineralization. Microthermometric measurements were carried out on representative quartz samples from the main ore vein in Kalchueh and the fire clay deposit. Homogenization temperatures (TH) and salinities for primary and pseudosecondary fluid inclusions in quartz vary from 175 to 325°C (mean 252 oC) and 0.0 to 2.8 wt. percent NaCl equiv, respectively. The absence of coexisting liquid-rich and vapor- rich inclusions suggests that boiling did not occur during ore formation at current exposures. Mineralogical and textural evidence for boiling (e.g. calcedony, bladed calcite, and hydrothermal breccia) is lacking. The wide range in TH and salinity can be explained by cooling and mixing. The δ34S values for 3 galena from different parts of the main vein are between -1.7 to +2.4‰. Using the homogenization temperature and the equation of Lee and Liu (2006), the mean δ34S values for H2S fluid in equilibrium with galena would be +0.4‰, consistent with a magmatic source for sulfur. Considering the characteristics of mineralization and alteration, and salinity and temperature of ore fluid, the Kalchueh deposit can be classified as a low-sulfidation epithermal system.

 

Keywords: Kalchueh, Fluid inclusion, Sulfur isotope, Epithermal, Central Iran.

 

مریم قربان کهریزسنگی, سعید علیرضایی, هوشنگ اسدی هارونی
PDF

کانسار آهن خسروآباد در شمال شرقی سنقر و 1 کیلومتری روستای خسروآباد قرار گرفته است. آنومالی‌های آهن این منطقه در چند نقطه در داخل سری‌های ولکانیکی و آهکی به نام سری سنقر قرار دارد، که تحت تاثیر دگرگونی ناحیه‌ای تا حد شیست سبز دگرگون شده‌اند. نتایج بررسی‌های انجام شده، نشان می‌دهد که کانه اصلی کانسار هماتیت و کمتر مگنتیت است که به صورت توده‌ای، پرکننده‌ی فضای خالی، جانشینی رگه‌ای و دانه‌ای کانی سازی شده است. ریز کاو الکترونی، به عنوان یکی از ابزارهای آنالیز اکسید آهن، قابل دسترس، سریع و کارآمد می‌باشد و در اکتشاف کانی کاربرد دارد. در مطالعات میکروآنالیز کانی‌های اکسید آهن، درصد پایین Tiو Vو فراوانی Ca و Alمشاهده شده-است، که مبین دو نوع کانی‌سازی (Skarn, IOCG)، است. مقادیر پایین از عناصر غیر متحرک Ti وNi, V و فراوانی عناصر آلکالن و عناصری که به آسانی قابل حمل هستند (Si, Ca, Mg)، گویای نقش فرایندهای گرمابی در تشکیل کانسار‌ها است. با توجه به شواهد موجود، کانسار، دارای منشا گرمابی است و با مدل ارائه شده برای كانسارهاي گرمابی اکسید آهن نوع IOCG مطابقت دارد.

 

Abstract

The Khosro Abad iron deposits are located in NE of Songhor city, one Km of Khosro Abad Village. Iron anomalies situated in several point within the series of Mesozoic volcanic and limestone that have been called the Songhor series which were metamorphosed in green schist facies. Major ore minerals of Khosro Abad are hematite and less important magnetite. The most important microscopic texture is massive, porfilling granular, replacement and veins. The electron microprobe is a widely available instrument that allows fast, efficient, analysis of iron oxides and provides an overview of the compositional characteristics for mineral including iron oxides. In micro-analysis studies of iron oxide minerals, low percentage of Ti and V andthe frequency of Ca and Alis observed that is the expression of two types of mineralization (Skarn, IOCG). Low abundance of immobile elements like Ti, V and Ni and abundance of alkaline elements and elements which are easily portable (Si, Ca, Mg), indicates the hydrothermal processes in the formation of this deposits. Based on the available evidence, ore deposits have a hydrothermal origin and it corresponds with the model which is offered for hydrothermal iron oxide deposits.

 

Keywords: Iron, Fineelectronanalyzer, Genesis, Khosro Abad ore deposit

سحر صمدی, ایرج رساء, محمد معانی جو
PDF

آثار فعالیت‌های نوزمین‌ساختی گسل شمال تبریز به صورت انواع مختلف نشانگرهای تکتونیک فعال در طول پرتگاههای آن قابل مشاهده است. در این پژوهش ابتدا گسل شمال تبریز به سه پاره اصلی و بر مبنای پارامترهای ساختاری و لرزه زمین ساختی پاره بندی شده است. سپس وضعیت تنش دیرین مورد بررسی قرار گرفته و میدان تنش دیرین بازسازی شده است. پس از گردآوری داده‌های گسل- خش لغزش تحلیل تنش دیرین با روش وارون‌سازی انجام شده است. برای این منظور اندازه‌گیری داده‌های گسل-خش در 12 ایستگاه مختلف در امتداد این گسل و در پرتگاه‌های گسلی صورت گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق در تطابق با حرکات امتدادلغز راستگردی این گسل در کواترنر، نشانگر حرکات مورب لغزی این گسل در گذشته و در طول فعالیت آن است.

 

Abstract

Neotectonic activity traces of the North Tabriz fault could be shown in its scarps that show active tectonic of this fault. In this research, North Tabriz fault is segmented to the 3 main parts in conection with the structural geology and seismotectonic parameters. Then, the paleostress state of the Tabriz fault segments are reconstructed by the field data of fault slips. For this concept, fault slips are measured in 12 sites of the fault scarps. After data measurements, the stress inversion of the field data is done to reconstruct the paleostress. The results of this research is in consistence with the right-lateral displacements of the Tabriz fault in Quaternery and is consistent with the strike-slip movements of the fault displacements in the past.

 

Keywords: Stress analysis, Sliken line, North Tabriz fault.

احد نوری مخوری, بهزاد زمانی, محسن مؤید
PDF

نهشته‌هاي ائوسن در مناطق حمزه علي و شلمزار شامل کربنات‌هاي سازند جهرم مي‌باشد که به ترتيب داراي ضخامتي معادل 176 و 446 متر مي‌باشد. نهشته‌هاي ائوسن در مناطق مورد مطالعه شامل آهک‌هاي نازک‌، متوسط تا ضخيم لايه و حتي توده‌اي با ميان لايه-هاي آهک مارني و گاها" مارن خاکستري متمايل به زيتوني است. اين نهشته‌ها بر روي سازند پابده و در زير سازند آسماري قرار دارد. مطالعات پالئونتولوژي نشان مي‌دهد كه سن رسوبات در مقطع حمزه علي از ائوسن زيرين (SBZ12) شروع شده و در انتهاي مقطع به سن ائوسن مياني (SBZ13) مي‌رسد ولي در مقطع شلمزار کل توالي داراي سن ائوسن مياني مي‌باشد. مهم‌ترين فرامينيفرهاي بزرگ بنتيک در اين مقاطع عبارتند از انواع Assilina كه نشان از محيطي پر از استرس ولي غني از مواد آلي مي‌باشند. در دو مقطع مورد مطالعه تعداد 12 ميکروفاسيس و يک ليتوفاسيس کنگلومرايي تشخيص داده شده است. علاوه بر اين تعداد 6 سکانس رسوبي (D.S) در مقطع حمزه علي و 5 سکانس رسوبي در برش شلمزار (شامل TST،mfs و HST ) تعيين شده است. مطالعات ايزوتوپي اکسيژن و کربن جهت تعيين دما قديمه و روندهاي دياژنز بر روي نمونه هايي با حداقل دگرساني (ميکرايتي) در اين مقاطع صورت گرفته است. بر اساس مطالعات ايزوتوپي صورت گرفته بر روي نمونه‌ها، دماي ديرينه محيط براي مقطع حمزه علي 5/28 درجه سانتيگراد و براي مقطع شلمزار 5/22 درجه سانتيگراد بدست آمده است. روند دياژنز براي مقطع حمزه علي تدفيني و براي مقطع شلمزار متائوريکي معرفي مي-گردد.

 

Abstract

Eocene deposits consist mainly of carbonate of the Jahrum Formation in the Hamzeh-Ali and the Shalamzar areas with a thickness of 176 and 446m respectively. The Eocene deposits composed of thin to thick and massive limestone, with interlayer of calcareous marl and occasionally gray to olive marl. These deposits occur on the Pabdeh Formation and under the Asmari Formation. Paleontological studies indicate that the age of sediments starts with Lower Eocene (SBZ12) at the base and reaches to Middle Eocene (SBZ13) at the end of sequence for the Hamzeh-Ali section, but it is Middle Eocene for the whole sequence of the Shalamzar section. The most important type of Larger Benthic Foraminifera is Assilina which indicates a stressful environment full of organic materials. For two studied sections, 12 microfacies and 1 conglomerate lithofacies were recognized. Moreover, 6 depositional sequence for the Hamzeh-Ali section and 5 (D.S) for the Shalamzar section (with TST, mfs, HST) were determined.

Oxygen and carbon isotopic studies were used for paleotemperature calculation and diagenetic trends on some micritic samples with minimum alteration. According to isotopic studies on these samples, paleotemperature is 28.5 °C for the Hamzeh-Ali and 22.5 °C for the Shalamzar section. Diagenetic trend is shallow burial for the Hamzeh-Ali and meteoric for the Shalamzar section.

 

Keywords: Middle Eocene, Carbon and oxygen isotopes, Sequence stratigraphy, High Zagros, Jahrum Formation , Microfacies.

بنفشه الماسي نيا
PDF

محله‌های شهری با ساختارهای کالبدی، اقتصادی و اجتماعی خاص خود ‌به‌ عنوان مکان‌های متمایز در دل شهرها ‌مطرح بوده و می-توانند باعث شکل‌گیری احساس تعلّق به مکان برای شهروندان و تقویت هویت شهری ‌شوند. لذا با هدف ارزیابی هویت محله چای-بوئی شهر گنبد کاووس و سنجش حس تعلّق به مکان، تحقیق پیش‌رو انجام گرفت. بر اساس ماهیت و روش، تحقیق حاضر از سنخ تحقیقات توصیفی- تحلیلی و پیمایشی میباشد. تعداد 384 پرسشنامه در میان اهالی محله توزیع گردید و اطلاعات لازم جمع-آوری شد. یافته‌های تحقیق حاضر ضمن شناسایی عناصر خاطره انگیز در محله مورد نظر، نشان‌دهنده میزان حس تعلّق به مکان قوی در میان اهالی محله چای بوئی می‌باشد که باعث تقویت هویت محله‌ای شده است. با توجه به علاقمندی اهالی محله برای مشارکت در طرح‌های عمرانی و فرهنگی مربوط به محله می‌توان از این عامل جهت توسعه محیط جغرافیایی و تحقّق‌پذیری طرحهای توسعه محلی سود جُست. طراحی، بهسازی و نوسازی مکان‌های عمومی و تلاش به منظور تقویت آن از جمله اقداماتی است که می‌تواند موجبات افزایش ماندگاری در محله، بالا رفتن حس تعلّق به محله و در مجموع تقویت هویت محله‌ای را فراهم آورد.

 

Abstract

Urban neighbourhoods with their special physical, economic and social structures are defined as distinctive areas within cities. They can create the sense of place for residents and strengthen the identity of city and its quarter­es. This research aims to analyse the sense of place among “Chaie Bouei “Gonbad Kavoos city with a discriptive – analytical method. 384 questionnairs were filled and responses were analysed with SPSS software. The findings of study, besides showing cohesive elements in the neighbourhood, indicate a strong sense of belonging to place among Chaie Bouei residents resulting in development of neighbourhood and identity among people.

 

Keywords: Sense of place, Gonbad Kavoos city, Cohesive elements, Neighbourhood identity

 

محمدتقی رضویان, عبدالحمید محمدی, مجتبی برغمدی, محمدکاظم شمس پویا
PDF

مفهوم حمل و نقل و ترافیک شهری از عمده ترین مسائل شهری محسوب می‌شود. مشکلات ناشی از ترافیک و حمل و نقل دارای جنبه-های مختلف زیست محیطی، اقتصادی، تجاری، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی می‌باشد. مشکلات موجود درساختار ترافیک شهر اسلام آباد غرب به دلیل فقدان برنامه ریزی جامع برای توسعه شهر است. بنابراین برنامه ریزی برای سیستم حمل و نقل شهری اسلام آباد غرب از اهمیت زیادی برخوردار است. این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و با روش ترکیبی میدانی ‌ـ‌کتابخانه‌ای به انجام رسیده است. یافته‌های پژوهش نشان داد شبكه‌هاي دسترسي در شهر اسلام آباد غرب مناسب وسايل نقليه غير موتوري هستند و براي تردد پياده شكل گرفته‌اند و پاسخگوي حركت سواره، تراكم و سرعت وسايل نقليه امروزه يا به بياني ديگر ترافيك شهري زمان حال نيستند. همچنين شبكه‌هاي موجود دسترسي كه براي حركت اتومبيل ساخته شده‌اند، به علت وجود گره‌هاي متعدد (تقاطع)، ميادين و اتصالات نادرست از رواني تردد و ترافيك برخوردار نيستند. معابر شهر اسلام آباد غرب در سطح پياده رو و سواره رو انباشته از عابران پياده است و خيابان‌هاي مركزي شهر وضعيت بسيار ناهنجار و دشواري پيدا كرده‌اند. اختلال شديد ترافيك، تداخل ترافيك سواره و پياده، آلودگي محيط، كاهش ظرفيت ترافيكي‌ها معابر اصلي شهر از جمله آثار تبعي شرايط موجود است. با توجه به اهميت سيستم اتوبوسراني دركاهش ترافيك، اين سيستم در شهر اسلام آباد غرب داراي معايب و مشكلاتي است.

Abstract:

The concept of urban transport and traffic is one of the main issues of cities. Problems of traffic and transportation result from various aspects of environmental, economic, commercial, industrial, social, cultural and political. Islamabad -e- Gharb traffic problems are due to lack of a comprehensive plan for the development of the city. That is why for urban transport systems in Islamabad are of utmost importance. This study is a descriptive analysis and data collection was performed by using a combination of fieldwork and documents. Research findings show that road networks are suitable for non-motorized vehicles in Islamabad for pedestrian traffic and donot respond to the density and speed of modern vehicles. The existing network, due to multiple nodes (intersections), squares and psychological issues have created multiple problems. Streets and roads of Islamabad -e- Gharb  are full of pedestrians and downtown abnormal condition is problematic. Severe disruption of traffic, roadway and pedestrian traffic interference, pollution, traffic capacity reduction in the city's main thoroughfares, add to the effects of current conditions. Bos traffic is minimal and its deficiency adds to city transport problems in Islamabad -e- Gharb.

 

Keywords: Sustainable transport, Traffic, Street network, Islamabad -e- Gharb

رحیم بردی آنامراد نژاد, مهناز حسینی سیاه گلی, صفیه دامن باغ, محمد ابراهیمی
PDF

امواج گرمایی به عنوان یک مخاطره اقلیمی در سال‌های اخیر رخداد بیشتری داشته‌اند که این امر از تظاهرات تغییرات آب و هوایی کره زمین به شمار می‌رود. در این پژوهش به منظور بررسی آماری و همدید امواج گرمایی فرین غرب ایران از داده-های دمای حداکثر روزانه ایستگاه‌های همدید استان‌های لرستان، کردستان، کرمانشاه و همدان در دوره آماری بلند مدت (1961-2010) استفاده شد. برای شناسایی و تحلیل دماهای فرین منطقه غرب از شاخص «انحراف نرمال شده دما» یا NTD، استفاده گردید. بر مبنای انحراف نرمال شده دما اگر عدد شاخص از رقم 2+ فراتر رفته و حداقل دو روز تداوم داشته باشد، موج گرم فرین رخ داده است. بر این اساس 14 موج گرمایی فرین در منطقه غرب ایران مورد شناسایی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که وقوع امواج گرمایی فرین در غرب کشور روند کاهشی معنی داری داشته است. نتایج تحلیل همدید نیز نشان داد که الگوی غالب به وجود آورنده امواج گرمایی فرین در سطح زمین کم فشارهای حرارتی گنگ و عربستان و در تراز 500 هکتوپاسکال الگوی پرارتفاع هستند.

 

Abstract:

Heat waves as Climatic hazards have occurred more frequently in the recent years, and they are assumed to be among the earth climate changes manifestations. In this research, the daily maximum temperature synoptic data collected the stations of provinces Lorestan, Kordestan, Kermanshah and Hamedan during a long term statistical period (1961-2010) have been used, in order to study the phenomenon synoptically and western statistically in Iran. The Normalized Thermal Deviation (NTD) index was applied to recognize and analyze the extremely heat waves of the region. NTDs over +2 with at least two days duration are considered as hot wave; accordingly, 14 maximum hot waves were distinguished in west of the country. The results of the study revealed that the extremely heat wave cases have reduced significantly in the western Iran. The synoptic analysis of the results showed those low-pressure thermal contours of 850 pressure level in Saudi Arabia and Ganges valley, and high-altitude subtropical contours of 500 pressure level involve in occurrence of this climatic hazard.

 

Keywords: Heat Wave, Normalized Temperature Deviation (NTD) index, Synoptic analysis, western Iran.

 

یوسف قویدل رحیمی, راضیه سپه وند, منوچهر فرج زاده اصل
PDF