دوره 5, شماره 4

زمستان 1393

فهرست مطالب

علوم پایه

به منظور بررسي رخساره‌ها، محيط رسوبي و چينه‌نگاري سکانسي سازند آسماري در تنگ شيوي، يک برش چينه‌اي مورد مطالعه قرار گرفته است؛ که داراي ضخامت 348 متر بوده و به سن روپلين، شاتين و آکيتانين مي‌باشد. با مطالعه 266 مقطع نازک تهيه شده، بر اساس تغييرات رخساره‌اي و خصوصيات بافتي و سنگ شناختي16 ريزرخساره‌ي متفاوت تشخيص داده شد که در چهار کمربند رخساره‌اي پهنه جزرومدي، لاگون، سد و درياي باز نهشته شده‌اند. بررسي رخساره‌هاي توالي مطالعه شده، نشان مي‌دهد که رخساره‌هاي سازند آسماري در يک رمپ کربناته نهشته شده‌اند. در بررسي‌هاي چينه‌نگاري سکانسي برش مذکور 4 سکانس رسوبي تشخيص داده شد. مقايسه اين سکانس‌ها با سه برش در نواحي فارس داخلي (تنگ سرخ) و ساحلي (فيروزآباد) و زون ايذه (برش وزگ)، انجام گرديد که بر طبق آن مرز بالايي سکانس 1 در تنگ شيوي و فيروزآباد و 2 در تنگ سرخ و برش وزگ قابل انطباق با هم مي-باشند. مرز بالايي سکانس 2 در تنگ شيوي فيروزآباد و مرز بالايي سکانس 3 در تنگ سرخ نيز قابل انطباق با هم است.

 

Abstract

To study facies, depositional environment, and sequence stratigraphy of the Asmari Formation at Tang-e Shivi, north-western flank of Nowdan Anticline, a stratigraphic section was studied. The thickness of the Asmari Formation in the Tang-e Shivi is 348 meters and is Rupelian, Chattian and Aquitanian in age. 16 microfacies identified based on lithological and textural characteristics of 266 thin sections. These facies are belong to tidal flat, lagoon, bar and open marine environments. Sequence stratigraphic study shows that these facies were deposited in a carbonate ramp setting. Based on sequence stratigraphic studies, 4 depositional sequences were detected.

Comparison of these sequences with 3 sections in Coastal (Firoozabad) and Interior Fars (Tang-e Surkh) and Izeh zone (Vazag section) indicates, the upper boundary of sequence 1 in Tang-e Shivi and Firoozabad and sequence 2 of Tang-e Surkh and Vazag section are correlatable. The upper boundary sequence 2 in Tang-e Shivi and Firoozabad and sequence 3 of Tang-e Surkh are also correlatable.

 

Keywords: Asmari Formation, Microfacies, Nowdan Anticline, Ramp, Sequence stratigraphy, Sedimentary environment.

الهه ستاري, حسين وزيري مقدم, علي صيرفيان, عزيز الله طاهري
PDF

رخساره لاگ به مجموعه واحدهای رسوبی گفته می‌شود که بر اساس مشخصات قابل ثبت در نمودارهای چاه‌نگاری از هم تفکیک شده‌اند. جهت تعیین رخساره‌های لاگ در سازند ایلام میدان منصوری از نمودارهای چاه‌نگاری سرعت صوت، تخلخل نوترون، چگالی و فوتوالکتریک به عنوان ورودی روش‌های شبکه عصبی خودسازمانده، k میانگین و آنالیز خوشه‌ای سلسله مراتبی استفاده شده است. از میان این روش‌ها، روش شبکه خودسازمانده بعنوان روش بهینه شناخته شد و نتایج آن برای ارزیابی کیفیت مخزنی سازند مذکور مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از این روش و در نظر گرفتن مولفه‌های مخزنی (تخلخل و تراوایی)، چهار رخساره لاگ (به شماره 1 تا 4) با ویژگی‌های متفاوت برای سازند مورد مطالعه معرفی شدند. صحت رخساره‌های انتخاب شده و روش بهینه با استفاده از روش ارزیابی سیلوته مورد ارزیابی قرار گرفته است. در ارزیابی کیفیت مخزنی رخساره-های لاگ ذکر شده مشخص شد که رخساره لاگ 1 دارای کیفیت مخزنی خوب و رخساره لاگ 2 فاقد کیفیت مخزنی هستند. رخساره لاگ 4 دارای کیفیت مخزنی بین رخساره‌های 1 و 2 و رخساره لاگ 3 دارای بهترین کیفیت مخزنی است. رخساره لاگ 3 دارای کمترین گسترش در میدان مورد مطالعه است که با فراوانی شکستگی مشخص است. توزیع رخساره‌ها در افق‌های مخزنی سازند ایلام نشان داد که حداکثر گسترش رخساره لاگ‌های با کیفیت مخزنی مناسب (رخساره لاگ 1 و 4) در بخش‌های مخزنی 1/2 و 2/2 این سازند دیده می‌شود. افق‌های 1 و 3 با گسترش بسیار محدود رخساره لاگ 3 و گسترش قابل توجه رخساره لاگ 2 مشخص هستند.

 

Abstract

Log facies are defined as sedimentary units that are determined basedon the characteristics recorded on the wireline logs. Acoustic velocity, neutron porosity, density and photoelectric wireline logs are used for log facies determination of the Ilam Formation in Mansuri Oil field by Self-Organizing Map, k-means and hierarchical cluster analysismethods. The Self-Organizing Map method is found the optimum clustering manner, results of which are applied here for our purposes. Four different log facies (numbered as 1 to 4) are determined for the Ilam Formation of Mansuri Field, based on the reservoir quality parameters (porosity and permeability). Silhouette validation technique is applied here to evaluate the reliability of the favored clustering method. In terms of reservoir quality, the log facies 1 had good and the log facies 2 had the worst reservoir quality. The log facies 4 is found transitional between log facies 1 and 2. The log facies 3 had the best reservoir quality but the least distribution while is marked by pervasive fracturing in the Mansuri field. Study of log facies distribution in the Mansuri field indicates dominance of log facies 1 and 4 in reservoir zones of 2.1 and 2.2. The reservoir zones of 1 and 3 in the studied formation are marked by limited distribution of log facies 3 and pervasive distribution of log facies 2.

 

Keywords: Silhouette validation, Log facies, Ilam Formation, Reservoir quality, Mansuri Field.

علی دشتی, عبدالحسین امینی, ابراهیم سفیداری, محمد یزدانی
PDF

معدن سنگ آهن تویه دروار در فاصله 45 کیلومتری شمال غرب دامغان، در بخش جنوب خاوری چهار گوش کیاسر قرار دارد.کانه‌زایی آهن به صورت توده‌ای همراه با رگه‌های کلسیت و سیلیس در سنگ‌های میزبان کربناته با سن تریاس تشکیل شده است. کانه اولیه و اصلی این کانسار مگنتیت بوده است که هماتیت دگرسان شده است. داده‌های ژئوشیمیایی کانسنگ نشان می‌دهد عیار آهن از 34 تا 88 درصد وزنی در تغییر است. بررسی-های صحرایی نشان می‌دهند که سامانه‌های گسلی، درز و شکاف‌ها به عنوان مسیر حرکت سیالات کانه‌دار عمل کرده‌اند. بر اساس شواهد ساخت و بافت، داد‌های ژئوشیمیایی از جمله بالا بودن مقادیر فسفر، تیتانیوم و وانادیوم، همبستگی مثبت آهن با وانادیوم (80/0=‌r)‌ و بی‌هنجاری مثبتCe ‌، می‌توان گفت که احتمالاً سیال کانه ساز منشأ ماگمایی دارد و توده گرانیتوئیدی تویه به عنوان منشأ فلزات و موتور حرارتی عمل کرده است و کانسار آهن تویه دروار به صورت متاسوماتیزم در داخل سنگ میزبان کربناته رخ داده است.

 

 

Abstract

Iron deposit TuyeDarvar located 45 km North Damghan in the south east quadrant Kiasar. Iron ore occurred as massive and associated with calcite and silicaveins in carbonate host rocks of Triassic age. The primary and maim ore is magnetite that altered to hematite. Geochemical data indicate that iron grade changes between 34 to 88 weight percentages. Field studies show that fault systems, fissure and fractures act as conduit for ore bearing fluids. Based on evidence of texture and structure, geochemical data such as high content of phosphorus, titanium, vanadium, positive correlation of iron and vanadium (r=0.80­) and Cepositive anomalous, can say that the ore forming fluid probably is magmatic and Tuye granitoid body acts as a source for elements and engine heat and iron deposit of TuyeDarvar with in carbonate host rock occurs.

 

Keywords: TuyeDarvar,­ Geochemistry, Fluidmagma, Irondeposite, Mineralization

زهرا لطفی, علی اکبر حسن نژاد, سید محمود حسینی نژاد
PDF

آشکارسازي تغيير، فرآيند شناسايي اختلاف در ويژگي‌هاي يک عارضه يا پديده به وسيله مشاهده آن در تاريخ‌هاي مختلف است که مي‌تواند نقش مهمي در برنامه‌ريزي‌هاي منطقه‌اي داشته باشد. در اين پژوهش، به منظور آشکارسازي تغييرات کاربري و پوشش زمين پيرامون درياچه‌های میانگران و آب-بندان استان خوزستان در بازه زماني 1390 - 1368 از روش ترکيبي سنجش از دور و سامانه اطلاعات جغرافيايي استفاده شده است. بدین منظور پس از انجام تصحیحات هندسی و جوی، تصويرهای ماهواره‌اي(TM 1989/05/24, ETM+ 2000/05/22, ETM+ 2005/06/05, ETM+ 2011/05/31) با استفاده از الگوريتم بيشترين احتمال در چهار رده پهنه آب، زمین زراعی، بوته‌زار و زمین بایر رده‌بندي و نقشه کاربری و پوشش منطقه تهيه شد.سپس به منظور برآورد آماري تغييرات، خروجي داده‌ها با استفاده از روش رده‌بندي پس پردازشي مقايسه شدند. از آنجا که در مناطق نيمه-خشک، نوسان در بارندگي بيشترين تاثير را در تغيير شرايط اکولوژيک درياچه برجاي مي‌گذارد، تاثير اين عامل بر مساحت پهنه آب درياچه‌ها مورد بررسي قرار گرفته است. این مطالعه نشان داد تغییر کاربری و پوشش زمین پیرامون دریاچه‌ها با تغییر پهنه آب این دو دریاچه در ارتباط می‌باشدو هر گاه در يک بازه زماني مساحت پهنه آب کاهش مي‌يابد مساحت زمين باير و پوشش بوته‌زار افزايش نشان مي‌دهد که بيانگر خشک شدن درياچه‌ها است. مقايسه پهنه آب درياچه‌ها در فاصله زماني 22 ساله نشان دهنده این است که دریاچه میانگران کاهشی مساحتی به ميزان 12 داشته و دریاچه آببندان در این بازه زمانی به کلی خشک شده است. دقت کلي و ضريب کاپاي محاسبه شده براي خروجي داده‌ها نشان می‌دهد همه داده‌ها با دقت بالا رده بندی شده‌اند.

 

 

Abstract

Detection Changes is the process of identifying differences in the state of an object or phenomenon by observing it at different times that can play an important role in regional planning.This study is an integration of remote sensing data and Geographic Information System in order to detecting changes of land use and land cover around the Meyangaran and Ab-Bandan lakes in Khuzestan province from 1989 to 2005. After geometric and atmospheric corrections, satellite images were classified in five categories: zone of water, land farming, shrubbery, bare and residential lands using maximum likelihood algorithm and compared the output images using post- classification method which lead to calculating rates of changes. It was determined the effect of rainfall oscillation on water lakes area because it has the most effect on ecologic condition of the lakes in semi-arid regions. Results of this study showed that whenever lakes water decreases in a period of time, bare and shrub lands increase, which corresponds the dryness of the lakes. Comparing water areas of lakes during a period of 16 years indicates that the rate of reduction of the area of Meyangaran and Ab-Bandan lakes have respectively 11 and 2 square kilometers. The overall accuracy and kappa coefficient was calculated for the output data shows that all data are classified with high accuracy.

 

Keywords: Change detection, Land use/Land cover, Meyangaran and Ab-Bandan lakes, Landsat.         

سميه بيرانوند, زینب احمدنژاد, زهرا بوسلیک, محمدرضا کشاورزی
PDF

اقلیم یک سیستم پیچیده است. در سال‌های اخیر به دلیل افزایش گازهای گلخانه‌ای در حال تغییر است. این پژوهش در نظر دارد اثرات تغییر اقلیم را در یخبندان‌های شهر زاهدان با استفاده از مدل‌های سه بعدی گردش عمومی جو شبیه سازی نماید. در این پژوهش ابتدا ده مدل گردش عمومی جو بررسی شد . سپس با ارزیابی مناسبت هر نمونه، مدل مناسب جهت استخراج یخبندان های ایستگاه زاهدان شناسایی گردید. پس از صحت سنجی مدل‌های بکار گرفته شده با روش‌های آماری و چشمی مشخص گردید، مدل HADGEM با میزان خطای مطلق 16/0، با انطباق کامل قابلیت شبیه سازی مولفه کمینه دما در دوره سرد سال را دارد. نتایج نشان داد، تعداد یخبندانهای سالانه در آینده حدود 18 روز نسبت به دوره حاضر کاهش خواهد یافت. در میان طبقات مورد بررسی یخبندان‌های ضعیف دارای روند افزایشی و یخبندان‌های شدید و خیلی شدید دارای روند کاهشی مشاهده گردید. بازه زمانی یخبندان‌های شدید و خیلی شدید از هفت ماه در دوره آماری حاضر به پنج ماه در دوره آماری آینده تقلیل خواهد یافت.

 

Abstract

The climate is a complex and changing system and this change is mostly Because of increasing in greenhouse gases. In this study, ten general circulation model was evaluated the assessment on each sample, a model for extracting frost station Zahedan were identified. After validation of the models used and the eye was determined by statistical methods, the absolute error rate HADGEM 0.16, with complete is components Simulation of capability minimum temperature in the cold period of the year. The results showed that the number of annual frosts in the next 18 days, compared to the current period will be reduced. Among the the weak studied frost has increased and severe and very severe decline has been observed. Severe and very severe frost period from seven months to five month period will decrease in the coming period.

 

Keywords: climate change, simulation, three-dimensional general circulation models, Zahedan.

 

محمود احمدی, اکبر زهرایی
PDF

شناخت کنشگران کلیدی یا ذینفعان دولتی، یکی از الزامات اجرایی نمودن برنامه‌ریزی‌‌ها و اعمال مدیریت ها در محیط زیست بوده و بر اساس روش تحلیل شبکه می‌توان کنشگران کلیدی در تصمیمات زیست محیطی را مشخص نمود. این پژوهش با هدف شناخت جایگاه کنشگران در شبکه تبادل اطلاعات در بین سازمان‌های دخیل در مدیریت پارک ملی سرخه حصار در استان تهران صورت گرفته است. در این پژوهش ابتدا سازمانهای فعال در پارک ملی سرخه حصار مورد شناسایی قرار گرفته و سپس از طریق پرسش نامه تحلیل شبکه‌ای، پیوند تبادل اطلاعات مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت بر اساس شاخص مرکزیت درجه و مرکزیت بینابینی میزان قدرت هر کنشگر در شبکه در قالب گراف‌های مختلف نمایش داده شد. بر اساس نتایج این تحقیق، برخی نهادها دارای اقتدار، نفوذ و قدرت کنترلی بالاتری نسبت به سایر نهادها می‌باشند و به عنوان قدرت در فرآیند تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در نظر گرفته می‌شوند. از طرفی دیگر، سازمان‌های مردم نهاد محیط‌زیست دارای پایین‌ترین جایگاه‌ها از نظر هر سه شاخص مورد سنجش می‌باشند که در پیرامون شبکه جای گرفته‌اند که این امر نشان دهنده ضعف سازمان‌های مردم نهاد در شبکه سازمانی در فرآیند تصمیم گیری و مدیریت پارک ملی سرخه حصار می‌باشد.

 

Abstract

Undersatnding key actors or local stakeholders is necessary for implementaion of plannings and managements in the environment. This is possible to determine key actors in this case. This research had been aimed to understand position of actors in infromation exchange network among associated organizations in Sorkh-e-Hesar National Park in Tehran. Firstly, dynamic organization in the study area had recognized, then information exchange ties had studied using social network analysis questionnaire. Finally, according to degree centrality and betweenness centrality, power of every actor in the network, had visualised in the form of different graphs. Based on the results, some institutes have more authority, influence and controlling power compare to others and will be considered as powers in the process of decision and policy making. The results realed that environmental non-governmental organizations have the lowest position in terms of all indices. These organizations are in periphery of the network. This indicated weaknesss of NGOs in institutional network for decesion making and management of Sorkh-e-Hesar national park.

 

Keywords: Stakeholders, Actors centrality, Information exchange ties, Social network analysis, Sorkh-e-Hesar National Park.

مصطفی نادری, مهدی قربانی, احمد رضا یاوری
PDF

ويژگي‌هاي محيط طبيعي، مهمترین عامل در جهت شکل‌گیری سکونت‌گاه‌های انسانی خصوصاً در ادوار باستانی می‌باشد و بهترین راه درجهت پی‌بردن به ویژگی‌های طبیعی سکونت‌گاه‌های باستانی در زمان برپایی آنها، بررسی‌های زمین‌باستان‌شناسی است. هدف از این پژوهش، بررسی نقش عوامل محیطی در مکان‌گزینی تپه‌ باستانی چالتاسیان بوده است. این تپه باستانی، در دشت ورامین و در قسمت-های میانی مخروط‌افکنه‌ جاجرود، واقع شده‌است. اطلاعات مورد نیاز جهت این پژوهش، از طریق مطالعات کتابخانه‌ای (منابع نوشتاری و تصویری) و میدانی (بازدید میدانی، حفر ترانشه، برداشت نمونه رسوب) به دست آمد. همچنین، روش‌های آزمایشگاهی از جمله تشخیص رنگ رسوب با استفاده از جدول رنگ مانسل، آزمایش غربال الکترونیکی، پیپت متحرک و کلسیمتری در جهت بررسی نمونه رسوب‌های مورد مطالعه، انجام پذیرفت. شواهد ژئومورفولوژیک محوطه‌ باستانی چالتاسیان و حفر ترانشه و در نهایت، آزمایش نمونه رسوب‌های برداشت شده، نمایان کرد که این محوطه‌ باستانی، در کنار یکی از کانال‌های دیرینه‌ رودخانه‌ جاجرود قرار گرفته بوده‌ است. به علاوه اینکه بافت و ویژگی-های رسوبی تپه‌ باستانی و رودخانه‌ دیرینه بسیار شبیه هم بوده‌اند و این امر نشان دهنده این است که رسوبات دشت سیلابی، منبع تأمین مصالح ساکنان باستانی منطقه بوده است.

 

Abstract

Characteristics of the natural environment is the most important factor for the formation of human settlements, especially in the ancient eras and geoarchaeological surveys are the efficient way to discover the environmental features of ancient settlements at the time of their establishment. The purpose of this study was to evaluate the role of paleo channels of Jajroud River in the site selecting of Chaltasian ancient enclosure in Varamin plain. Varamin Plain is situated in the South Eastern corner of Tehran on the alluvial sediments of Jajroud River and Chaltasian ancient enclosure is a prehistoric settlement located on the central parts of Jajrour alluvial fan. Information needed for this research obtained through a library studies (text and image resources) and field (field visit, trenching and sampling). Two trenches on the paleo channel and the ancient mound were excavated and 18 samples from paleo channel and 22 samples from ancient mounds were determined. Then, laboratory methods, including Mansel color recognition method, electronic screening, portable pipette and calcimetry were performed in order to analysis the sediments. Geomorphological evidences of Chaltasian site and trenching and examination of samples showed that this site was located by the one of the Jajrood River’s paleo channel. In addition, the texture and sedimentary features of the Chaltasian mound and the paleo channel were resembled and this reflect the ancient people, provided their materials from deposits of alluvial plains.

 

Keywords: Varamin plain, Sedimentology, Geoarchaeology, Ancient channels, Chaltasian ancient enclosure,

 

مهران مقصودی, سید محمد زمان زاده, افسانه اهدائی, روح الله یوسفی زشک, مجتبی یمانی
PDF

مقالات

اقلیم سیستم پیچیده ای است که عمدتا به دلیل افزایش گازهای گلخانه ای در حال تغییر است .هدف از این پژوهش در نظر دارد اثرات تغییر اقلیم را بر یخبندان های شهر زاهدان با استفاده از مدل‌های سه بعدی گردش عمومی جو شبیه سازی نماید. در این پژوهش ابتدا تعداد ده مدل گردش عمومی جو بررسی شد . در نهایت با ارزیابی مناسبت هر کدام، مدل مناسب جهت استخراج یخبندان های ایستگاه زاهدان شناسایی گردد. پس از صحت سنجی مدل‌های بکار گرفته شده با روش‌های آماری و چشمی مشخص گردید که مدل HADGEM با میزان خطای مطلق 16/0، با انطباق کامل قابلیت شبیه سازی مولفه کمینه دما در دوره سرد سال را دارد. نتایج نشان داد ،تعداد یخبندانهای سالانه در آینده حدود 18 روز نسبت به دوره حاضر کاهش خواهد یافت. در میان طبقات مورد بررسی یخبندان های ضعیف دارای روند افزایشی و یخبندان های شدید و خیلی شدید دارای روند کاهشی بودند. بازه زمانی یخبندان های شدید و خیلی شدید از هفت ماه در دوره آماری حاضر به پنج ماه در دوره آماری آینده تقلیل خواهد یافت.
محمود احمدی, اکبر زهرایی
رخساره لاگ به مجموعه واحدهای رسوبی گفته می‌شود که بر اساس مشخصات قابل ثبت در نمودارهای چاه-نگاری از هم تفکیک شده‌اند. جهت تعیین رخساره‌های لاگ در سازند ایلام میدان منصوری از نمودارهای چاه-نگاری سرعت صوت، تخلخل نوترون، چگالی و فوتوالکتریک به عنوان ورودی روش‌های شبکه عصبی خودسازمانده، k میانگین و آنالیز خوشه‌ای سلسله مراتبی استفاده شده است. از میان این روش‌ها، روش شبکه خودسازمانده بعنوان روش بهینه شناخته شد و نتایج آن برای ارزیابی کیفیت مخزنی سازند مذکور مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از این روش و در نظر گرفتن مولفه‌های مخزنی (تخلخل و تراوایی)، چهار رخساره لاگ (به شماره 1 تا 4) با ویژگی‌های متفاوت برای سازند مورد مطالعه معرفی شدند. صحت رخساره‌های انتخاب شده و روش بهینه با استفاده از روش اعتبارسنجی سیلوته مورد ارزیابی قرار گرفته است. در ارزیابی کیفیت مخزنی رخساره‌های لاگ ذکر شده مشخص شد که رخساره لاگ 1 دارای کیفیت مخزنی خوب و رخساره لاگ 2 فاقد کیفیت مخزنی هستند. رخساره لاگ 4 دارای کیفیت مخزنی بین رخساره‌های 1 و 2 و رخساره لاگ 3 دارای بهترین کیفیت مخزنی است. رخساره لاگ 3 دارای کمترین گسترش در میدان مورد مطالعه است که با فراوانی شکستگی مشخص است. توزیع رخساره‌ها در افق‌های مخزنی سازند ایلام نشان داد که حداکثر گسترش رخساره لاگ‌های با کیفیت مخزنی مناسب (رخساره لاگ 1 و 4) در بخش‌های مخزنی 1/2 و 2/2 این سازند دیده می‌شود. افق‌های 1 و 3 با گسترش بسیار محدود رخساره لاگ 3 و گسترش قابل توجه رخساره لاگ 2 مشخص هستند.
علی دشتی, عبدالحسین امینی, ابراهیم سفیداری, محمد یزدانی