دوره 7, شماره 3

پاییز 1395

فهرست مطالب

مقالات

در این پژوهش به پیش­بینی یخبندان­های سبک و سنگین استان اردبیل با استفاده از خروجی مدل ریزمقیاس لارس دبلیو جی در دهه­های آینده پرداخته شده است. داده­­های ورودی مدل­های مورد استفاده در این پژوهش شامل متغیرهای بارش، دمای کمینه، دمای بیشینه و تابش در مقیاس روزانه می­­باشند. در این پژوهش با استفاده از خروجی دو مدل اقلیمی HADCM3 و BCM2 تحت سناریوی A1B، آغاز و پایان وقوع یخبندان­­های سبک و سنگین در سه بازه زمانی 2030- 2011، 2065- 2046 و 2099- 2080 مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت، نقشه­­های پهنه بندی تاریخ­های آغاز و پایان وقوع یخبندان­­های سبک و سنگین این استان ترسیم گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که دوره یخبندان از آغاز یخبندان­های سبک و سنگین تا پایان آنها کوتاه می­باشد. شروع یخبندان­­های سبک در همه ایستگاه­­ها با تأخیر همراه بوده که این تأخیر در خلخال و مشکین شهر بیشتر است. از نظر شروع یخبندان سنگین نیز ایستگاه­­های خلخال و پارس آباد بیشترین تأخیر را نشان می­­دهند. ایستگاه­­های خلخال و مشکین شهر نسبت به دو ایستگاه دیگر با تغییرات بیشتری از نظر تاریخ­­های پایان یخبندان سبک همراه هستند که این بیانگر کاهش طول دوره یخبندان در این دو ایستگاه است. ایستگاه­ های خلخال و پارس آباد بیشترین کاهش زمان رخداد یخبندان­های سنگین را در دهه­­های آینده نشان می­دهند که بیانگر شرایط اقلیمی گرمتر در دهه­­های اخیر و آینده می­­باشد.

برومند صلاحی
PDF
1-27

خشکسالی­ها از مخرب­ترین رویدادهای آب وهوایی هستند که باعث خسارت­های قابل توجهی هم در بخش منابع طبیعی و هم در زندگی انسان­ها می­شوند. حوزه آبخيز رودخانه ميناب به دليل وجود سد استقلال و اهميت منابع آب­هاي سطحي و زيرزميني و واقع شدن دشت­هاي قابل توجه در این حوزه انتخاب شده است. فراوانی خشکسالی با استفاده از دو شاخص RDI و SPI در ايستگاه هاي بارانسنجي معرف واقع در دشت­هاي اين حوزه تعيين شد. نتایج نشان داد هر دو شاخص SPI و RDI بیشترین فراوانی خشکسالی ملایم و متوسط را برای منطقه برازش دادند. شاخص SPI براساس فرضيه سنجه كارآمد، سازگاری بهتری با منطقه مورد مطالعه نشان داد. بنابراین شاخص برای ارزیابی روابط خشکسالی و منابع آب انتخاب شد. سپس به منظور بررسي تاثير خشكسالي بر منابع آب سطحي رابطه اين شاخص­ با تغييرات متوسط دبي سالانه ایستگاه­های هیدرومتری نزدیک هر دشت سنجيده شد. نتايج نشان داد اين رابطه با همبستگي بالا معني­دار مي­باشد. در مرحله بعد به منظور بررسي اثر خشكسالي بر منابع آب زيرزميني، با استفاده از رابطه همبستگي دو متغيره، ضريب تاثير برداشت و خشكسالي بر تغييرات سطح آب زيرزميني محاسبه شد و معلوم گرديد افت سطح آب همه دشت­هاي مورد مطالعه متاثر از خشکسالی با ضریب تاثير بالا است به جز دشت مسافرآباد كه چاه­هاي آن در سفره دوم واقع شده و بخش عمده تغذيه آبخوان آن، از طريق سازندهای سخت ارتفاعات صورت می­گيرد و تاثیرپذیری کمتری از بارش دشت دارد.  

احمد نوحه گر, نسیم قشقایی زاده, مریم حیدرزاده, محمررضا ایدون, مهدی پناهی
PDF
28-43

پیوند میان حمل­و­نقل و کاربری زمین از اصول بنیادین در برنامه­ریزی حمل­و­نقل شهری محسوب می­شود و به طور جدایی ناپذیری در ارتباط با یکدیگر قرار می­گیرد. شناخت این پیوندها پیش از گسترش سیستم­های حمل و نقل ضمن هدایت توسعه و تقلیل بی­عدالتی های فضایی در شهرها می­توانند منجر به وضع قوانین و مقررات کاربری زمین کنشگرایانه شوند. بر این اساس در این پژوهش، تأثیرات  شبکه حمل‌و‌نقل عمومی (مترو وBRT) بر کاربری زمین در منطقه 7 شهرداری تهران مورد بررسی قرار گرفته است. ابتدا برای هر یک از متغیرهای عمده تحقیق شاخص‌هایی تعریف و با استفاده از آزمون اسپیرمن به مقایسه شاخص‌ها و میزان همبستگی آنها در یک‌بازه زمانی ده ساله (1390-1380) پرداخته شده است. مقایسه این شاخص‌ها نشان دهنده رابطه مستقیم ودر مواردی رابطه معکوس بین متغیرهای تحقیق است. همچنین در ادامه از مدل SWOT برای شناسایی نقاط قوت، ضعف، تهدید و فرصت‌های منطقه در رابطه با حمل‌و‌نقل عمومی و در نهایت از مدل QSPM (Quantitative Strategic Planning Matrix) جهت تکمیل و ارائه استراتژی­های پیشنهادی مدد گرفته شده است. نتایج کلی تحقیق بیانگر تأثیرگذاری حمل‌و‌نقل عمومی (یعنی مترو و BRT ) بر کاربری زمین در راستای تبدیل و یا تغییر کاربری‌ها در منطقه بوده است. به طورکلی می­توان بیان نمود که این روند موجبات دسترسی آسان به حمل­و­نقل عمومی گشته و باعث ترغیب توسعه و تحولات ساختار کالبدی منطقه شده است. از اثرات توسعه حمل­ونقل همگانی در این منطقه می­توان به کاهش سهم کاربری­های مسکونی و در مقابل افزایش سهم کاربری های تجاری و اداری، آموزشی، بهداشتی و فضای سبز اشاره کرد.

 

بتول مجیدی خامنه, حسن محمدیان مصمم, سعید ضرغامی, یوسف غفوری
PDF
44-64
ته‌نشین شدن رسوبات سیلاب ورودی به سیستم پخش سیلاب سبب تغییرات خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک می‌گردد. سیستم پخش سیلاب همچنین با کنترل آب و رسوب حوزه بالادست منجر به تغییرات مورفومتریک مخروط افکنه می­گردد. هدف از این مطالعه ارزیابی ویژگی­های فیزیکو شیمیایی خاک و بررسی تغییرات مکانی بخش­های مختلف مخروط­افکنه دشت ذهاب تحت­تاثیر سامانه پخش سیلاب واقع در بالادست آن در آبخیز دشت­ذهاب می­باشد. به­این منظور ویژگی­های فیزیکی و شیمیایی در 42 نمونه خاك در عرصه پخش سیلاب و شاهد اندازه­گیری شد. همچنین تغییرات مکانی مخروط افکنه قبل و بعد از احداث سامانه پخش سیلاب ارزیابی شد. مقایسه میانگین داده­ها با استفاده از آزمون واریانس نشان داد که مقادیر سدیم، فسفر، پتاسیم، نیتروژن، آهک، pH، هدایت ­الکتریکی خاک در عرصه پخش و شاهد اختلاف معنی­داری ندارد ( 05/0<p). نتایج حاکی از افزایش معنی­دار رس و سیلت و کاهش معنی­دار ماسه در عرصه پخش سیلاب نسبت به شاهد می­باشد (05/0>p). سامانه پخش سیلاب دشت ذهاب منجر به تغییرات مکانی بخش­های مختلف مخروط­افکنه در سال­های بعد از احداث آن گردیده است به طوری‌که آبگیری سامانه پخش سیلاب منجر به کاهش سطح فعال نسبت به سطح غیرفعال مخروط­افکنه شده است.
کاظم نصرتی, زینب محمدی
PDF
65-82

سازندهاي آسماري و جهرم به ترتيب با سن اليگوسن- ميوسن پیشین و ائوسن توالي ضخيم آهکي با لايه­هاي نازک انيدريتي، آهک دولوميتي، دولوميت و با ميان لايه­هاي شيل هستند که در میدان نفتی گل­خاری در غرب گسل قطر- کازرون و زون چين خورده زاگرس و زير زون فارس ساحلي مورد پژوهش قرار گرفته­اند. انحلال، آشفتگي زيستي، سيماني شدن، نئومورفيسم، سيليسي شدن، ميکريتي شدن، تراکم و دولوميتي شدن فرايندهاي دياژنزي مشاهده شده در سازندهاي آسماري و جهرم مي­باشند. مهم­ترين آنها سيماني شدن، دولوميتي شدن و انحلال است که سيماني شدن تأثير منفي بر روي کيفيت مخزني دارد ولي دولوميتي شدن باعث افزايش تخلخل بين بلوري و انحلال باعث افزايش تخلخل حفره­اي، قالبي و بين دانه­اي شده­اند. مهم­ترين تخلخل­ها شامل بين­دانه­اي، درون دانه­اي، بين بلوري، قالبي، شبکه­اي، حفره­اي و شکستگي است. هر چند تخلخل حفره­اي و بين دانه­اي اهميت بيشتري نسبت به بقيه دارند. تخلخل حفره­اي در جایگاه نخست قرار دارد و بیشتر در بخش بالایی سازند جهرم و بخش زیرین سازند آسماری مشاهده گردید. ميزان تخلخل بين دانه­اي در جایگاه دوم قرار دارد. فرايندهاي دياژنزي سازندهاي آسماري و جهرم نشان دهنده تأثير مجموعه­اي از فرايندهاي دياژنزي هم زمان با رسوب­گذاري در بستر دريا و پس از رسوب­گذاري در طي تدفين کم­عمق و تا عميق و بالا آمدگي است. به طور کلي تخلخل اين ميدان،  نشان مي­دهد که توان مخزني متوسط بوده و فرايندهاي دياژنزي در افزايش کيفيت مخزني تاثير­گذار بوده­اند.  

وحید حسنوند, حسن محسنی, مجتبی همایی
PDF
83-107

نفوذ کمپلکس الوند (نفوذی­ها در طی ژوراسیک شکل گرفته­اند) در سنگ­های رسی دگرگون شده میزبان (شیستها) سبب ایجاد هورنفلس­های رسی و میگماتیت­های آناتکسی در هاله دگرگونی توده شده است. مهمترین واکنش­های توسعه مذاب در سنگ­های رسی دگرگون شده موجود در هاله الوند عبارتند از:

‏بیوتیت + سیلیمانیت / آندالوزیت = فلدسپارپتاسیم + اسپینل+کردیریت + مذاب و‏ بیوتیت + سیلیمانیت/ آندالوزیت + پلاژیوکلاز+ کوارتز= فلدسپارپتاسیم+گارنت + مذاب که عمدتا مرتبط با فرآیند ذوب بدون سیال می­باشد. با استفاده از تعادل ترمودینامیکی کانی­ها و واکنش­های تعادلی چندگانه، فشار و دمای اوج دگرگونی مجاورتی در سنگ­های میگماتیتی به ترتیب 5-4 کیلوبار و750 درجه سانتیگراد، تخمین زده شده است. ایزوپلیتهای (خطوط هم­تراز) اشباعی و سطح اشباعی برای سیالات CO2 و H2O در کردیریت بطور قوی وابسته به فشار است. در مقابل، آزاد سازیH2O بوسیله کانی کردیریت متعادل با مذابی که در طی واکنش­های ذوب آبزدایی بیوتیت بوجود می­آید بوسیله توزیع H2O بین مذاب گرانیتی و کردیریت یاDW  که معادله آن عبارت است از  [DW=wt%H2O(melt)/ wt%H2O (Crd)] کنترل می­شود که عمدتاٌ وابسته به حرارت است. فعاليت (اکتیویته) کل سیالات در کردیریت موجود در مزوسوم میگماتیت­هاaH2O (0.62) + aCO2(0.15)  کمتر از 77/0 در این دما-فشار تعین شده است. درصد آب موجود در مذاب و کردیریت­ها به ترتیب 7/3 و 1/1 درصد وزنی تخمین زده شده است که بر این اساس DW در این سنگ­ها 36/3 محاسبه شده است. این مقدار DW سبب کاهش 15-30 درصدی مذابی می­شود که از سنگ­های رسی بوجود می­آید.

عادل ساكي, کاظم رنگزن
PDF
108-125

حضور خوب و فراوان فرامینیفرا پلانکتیک میوسن در بسیاری از نقاط دنیا سبب شده که توجه به فرم­های بنتیک کمتر باشد. ایران مرکزی از جمله مناطقی است که به جهت ویژگی­های محیطی، فرامینیفرهای بنتونیک حضور خوب و فراوانی را نشان می­دهند. در این تحقیق فرامینیفرا کوچک غیر پیچشی با پوسته هیالین در برش چینه­شناسی دوبرادر در ناحیه الگو مورد بررسی قرار می­گیرد که با حضور خوب و فراوان خود شامل 12 جنس و 37 گونه از 12 خانواده می­باشند. در میان این جنس و گونه­ها، گونه­های:

scalprata miocenica, Bolivina   Bolivina antiqua, Bolivina catanensis, Bolivina striatula,, Bulimina pyrula, Bulimina costata, Fursenkoina acuta, Lagena substriata, Lagena reticulata-striata, Latibolivina sp., Globulina sp. cf. G. spinusa, Nodosaria raphanistrum, Reussella spinulosa, Uvigerina multicostata برای اولین بار از سازند قم گزارش می­شوند.

 

جهانبخش دانشیان, لیلا رمضانی دانا
126-148

نقشه شکستگی­های ساختاری منطقه اخلمد با توجه به ویژگی­های مورفولوژیک و ساختاری مناسب، به کمک تکنیک­های دورسنجی و پردازش داده­های ماهواره­ای ترسیم شد. در این مقاله ابتدا شکستگی­ها از نظر روند به 6 دسته تفکیک شدند. بیشترین تعداد و تنوع گسلی در شرق منطقه قرارداشت. از مقایسه مقادیر طول شکستگی­ها، مشخص شد که تعداد گسل­های هر دسته با افزایش طول به صورت نمایی کاهش می­یابد. در بررسی پارامتر فاصله نیز نتایج مشابهی گرفته شد و مشخص شد که تعداد گسل­ها با افزایش فاصله­بندی به طور نمایی کاهش می­یابد. سپس نقشه­های منحنی میزان برای 3 پارامتر تراکم، تجمع و نقاط تلاقی شکستگی­ها ترسیم گردید و مشخص شد که هردو فاکتور تراکم و تجمع در بخش­های شرقی، مرکزی و شمالی و فاکتور تراکم تلاقی شکستگی­ها در بخش شرقی منطقه بیشترین مقدار خود را نشان می­دهد. نتایج فوق نشان از معتبر بودن تشخیص شکستگی­ها براساس تکنیک­های دورسنجی دارند.

مریم غلامزاده, بهنام رحیمی, فرزین قائمی, ریحانه احمدی روحانی
PDF
149-168

در شمال شرقی دلیجان، در زون ساختاری ایران مرکزی و کمربند ماگمایی ارومیه دختر مجموعه­ای از سنگ­های رسوبی، پیروکلاستیک، آتشفشانی و توده­های نفوذی و نیمه عمیق رخنمون دارد. جایگیری توده نفوذی در درون رسوبات آهکی و سنگ­های پیروکلاستیک سبب کانی­سازی آهن اسکارنی و آلتراسیون سنگ­های میزبان شده است. جهت بررسی آلتراسیون­ها و تعیین الگوهای شناسایی کانی­سازی آهن­های اسکارنی منطقه، دورسنجی با استفاده از روش­های پردازشی مختلف تصاویر ماهواره­ای سنجنده ETM+ ماهواره لندست انجام شده است. بر این اساس روش­های نسبت باندی، آنالیز مولفه­های اصلی، فیلترگذاری انطباقی؛ بهترین الگوریتم­ها جهت استخراج آلتراسیون­ها می­باشد و روش­های ترکیب رنگی، نسبت باندی، کروستا و الگوریتم LS-Fit نتایج مطلوبی جهت آشکارسازی کانی­های آهن­دار ارائه می­کنند. دورسنجی به روش­های مذکور برای تعیین آلتراسیون­های پروپلیتیک و بارزسازی کانی­های آهن­دار جهت اکتشاف مقدماتی کانسارهای اسکارنی آهن­دار پیشنهاد می­گردد، همچنین به علت عدم ارتباط آلتراسیون­های رسی با کانسار اسکارنی در منطقه مورد مطالعه، بررسی این نوع آلتراسیون جهت شناسایی کانسار آهن ناکارآمد می­باشد.

مهناز خادمی پارسا, فریبرز مسعودی
PDF
169-184