دوره 8، شماره2، تابستان96

فهرست مطالب

مقالات

مجموعه ولکانیکی مورد مطالعه در نوار ماگمایی ارومیه- دختر (شمال ساوه) واقع شده و شامل طیفی از آندزیت- بازالت، تراکیت- آندزیت و داسیت است. این سنگ‌ها عمدتاً سن ائوسن پسین دارند. از نظر شیمیایی سنگ‌ها اغلب ماهیت کالکوآلکالن و معدودی نیز به سمت سری آلکالن گرایش دارند. نمونه‌ها بطور کلی با غنی‌شدگی عناصر نادر خاکی سبک نسبت به عناصر نادر خاکی سنگین و نسبت‌های  (La/Yb)N، (Sm/Yb)N و (La/Sm)N به ترتیب 93/2 تا 27/10، 58/1 تا 16/2 و 79/1 تا 75/4 مشخص می‌شوند. بر اساس نمودارهای هارکر و نیز مدل‌سازی ژئوشیمیایی انجام شده، فرایند تفریق ماگمایی جوابگوی تمامی تنوعات سنگی در منطقه نبوده و بیانگر وجود مجموعه‌های ماگماتیک با ژنز متمایز از همدیگر است. اگرچه برخی مجموعه‌های سنگی نیز ممکن است از طریق فرایند تبلور تفریقی از مجموعه‌های مافیک‌تر حاصل شده باشند. با استفاده از مدل‌سازی انجام شده بر اساس عناصر ناسازگار، داسیت‌ها می‌توانند از طریق تفریق بلوری کانیهای پلاژیوکلاز و کلینوپیروکسن (90% Pl + 10% Cpx) و نسبت مذاب باقیمانده بین <10% تا 20%  از یک مذاب مادر شبیه آندزیت- بازالت‌ها حاصل شده باشند. بطور مشابه برخی نمونه‌های آندزیتی نیز با نسبت مذاب باقیمانده حدود 40% انطباق خوبی دارند. بعلاوه، اختصاصات شیمیایی همچون غنی‌شدگی از عناصر لیتوفیل سبک (LILE) و تهی‌شدگی از عناصر دارای قدرت میدان بالا (HFSE) مانند Nb، Ta و Ti در نمودارهای چند عنصری نرمالیزشده در کنار شواهد چینه‌شناختی و تکتونیکی حاکیست که سنگ‌های مورد مطالعه در یک قوس قاره‌ای بالای لیتوسفر فرورانده نئوتتیس و تحت تأثیر تکتونیسم کششی تشکیل شده‌اند.
مرتضی دلاوری, پروانه رضایی, اصغر دولتی

پارامترهای دینامیکی بدست آمده از زمینلرزه های روی داده در باختر و جنوب بلوک لوت در طی سال های 2006 تا 2015 و نرخ گشتاور ژئودتیک بدست آمده، نشان از بالا بودن دگرشکلی لرزه ای و بین لرزه ای گسل های جنبا و خطر بالای لرزه خیزی در این منطقه است.

در این پژوهش طیف بسامدی 28 زمینلرزه با بزرگای MN≥4.5 که در دهه اخیر در منطقه روی داده اند مورد مطالعه قرار گرفت. با بررسی بیش از 280 نگاشت بسامدی مناسب از این زمینلرزه ها، پارامترهای دینامیکی آنها مانند بزرگای گشتاوری، گشتاور لرزه ای، افت تنش که در زمینلرزه شناسی بسیار کاربرد دارد، بسامد گوشه فازهای P,S و ابعاد چشمه برآورد و بررسی شدند. براساس محاسبات انجام شده، بزرگای گشتاوری (Mw) بین 7/3 تا 4/6 ریشتر، گشتاور لرزه ای بین 4.16869E+14 (N.m) تا (N.m) 5.01187E+18، افت تنش بین 13.94 (Bar) تا 331.08 (Bar)، بسامد گوشه فازهای P,S از 0.33 (HZ) تا 3.02(HZ) و پهنای شکسته شده پوسته (ابعاد چشمه) از 0.42 (Km) تا 5.99 (Km) برآورد شد.

بیشترین مقدار افت تنش روی داده در منطقه 08/331 بار، مربوط به زمینلرزه ریگان است. این زمینلرزه در تاریخ 27/01/2011 با بزرگی Mw=6.4 بر روی شاخه جنوبی زون گسلی کهورک اتفاق افتاده است. مقدار افت تنش این زمینلرزه بسیار بیشتر از میانگین آن برای 27 زمینلرزه دیگر (9/97 بار) است.

نرخ گشتاور ژئودتیک که بیانگر میزان دگرشکلی بین لرزه ای حال حاضر است، همخوانی قابل قبولی با مقادیر افت تنش محاسبه شده در قسمت های مختلف منطقه دارد. مقدار نرخ گشتاور ژئودتیک در منطقه بین 6.00E+16 Nm.yr تا 7.75E+17 Nm.yr است. در دهه اخیر در مناطقی که نرخ گشتاور ژئودتیک بیشتر بوده است، افت تنش کمتری اتفاق افتاده است. به عبارتی در این مناطق (مناطق با واتنش کند) انرژی به صورت ناگهانی خارج نشده است، بلکه بصورت آرام و پیوسته آزاد گردیده است.

برای کل منطقه مورد مطالعه در دهه اخیر، نرخ گشتاور لرزه ای مقدار  7.42557E+17 Nm.yو نرخ گشتاور ژئودتیک مقدار 6.44E+18 Nm.yr محاسبه شد.

در منطقه مورد مطالعه رابطه بین Mw (بزرگای گشتاوری) و Log (m0) (لگاریتم گشتاور لرزه ای)، رابطه بین Log (m0) (لگاریتم گشتاور لرزه ای) با Sr (اندازه پهنه شکسته شده در هر زمینلرزه)، رابطه بین Sr و Ss (مقدار لغزش در محل چشمه هر زمینلرزه) و رابطه بین اندازه پهنه شکسته شده و افت تنش در هر زمینلرزه (St) به ترتیب: Mw = 0.600Log(m0)-5.054، Log (m0) = 0.643Sr +15.47، Sr = 0.013Ss +0.869، Ss = 0.673St -31.59 بدست آمدند.
احمد رشیدی, محمدمهدی خطیب, یحیی جمور, سیدمرتضی موسوی, مجید نعمتی
PDF

بررسی ارتباط ساختاری بین خطواره ­ها و پراکندگی کانسارها و نشانه­های معدنی مس با گرایش عمده پورفیری در جنوب کمربند مس کرمان نشان دهنده ارتباط ساختاری بین این دو مقوله در منطقه مورد مطالعه است. بررسی ساختارهای خطی منطقه مطالعاتی نشان می­ دهد که این ساختارها به سه گروه عمده قابل تقسیم می­باشند. گروه اول شامل خطواره­ هایی است که طول زیادی داشته و در مقیاس پوسته­ای مطرح می­باشند و به نظر می­رسد که توزیع مکانی کانسارهای بزرگ مس را کنترل کرده باشند. گروه دوم شامل خطواره­هایی است که از روندهای زمین­ساختی منطقه­ای تبعیت می­کنند و دارای روند عمومی شمال غرب-جنوب شرق می­باشند. این خطواره­ها توزیع منطقه­ای کانسارهای مس را کنترل می­ کنند همچنین پراکندگی آتشفشان­های نوع چینه­ای بزرگ در منطقه نیز با این نوع خطواره­ها ارتباط نزدیک دارد. و بالاخره گروه سوم شامل خطواره­هایی است که دارای پراکندگی بسیار بیشتر، طول نسبتاً کمتر و روندهای متنوع­تر می­باشند و بیشتر شبیه به شکستگی­های سطحی می­باشند. تمرکز این نوع از خطواره­ها انطباق نسبتاً مشخصی با نواحی میزبان گسترش دگرسانی­های گرمابی و همچنین مناطق آتشفشانی یا محل برونزد توده­های نفوذی دارند. شناسایی و استخراج این گروه از خطواره­ها با کاربرد فیلترهای جهت­دار بر روی باند 8 تصویر لندست (ETM+) صورت گرفته است. کمّی­سازی ارتباط مورد بحث از طریق تهیه نقشه فاکتور خطوارگی و رسم خطوط کانتوری نقشه مزبور صورت گرفته است. بر روی این نقشه، از مجموع 34 کانسار و نشانۀ معدني مس، سرب و روي، تعداد 20 مورد در نواحي با مقادير فاکتور خطوارگي متوسط و بالا (3≤) و 14 کانسار ديگر در محدوده­هاي با مقادير کمتر قرار گرفته­ اند. نتایج بدست آمده نشان می­دهند که اگرچه ارتباط نسبتاً مشخصی بین پراکندگی کانسارها و نشانه­های معدنی مس با ساختارهای خطی در مقیاس ناحیه­ای در این منطقه وجود دارد اما به نظر می­رسد که پراکندگی کانسارها و نشانه­های معدنی مزبور با گرایش عمده پورفیری در این منطقه در ابعاد منطقه­ای، از ساختارهای زمین شناسی دیگری نیز تبعیت می­کند.

غلامرضا میرزابابائی, جمشید شهاب پور, مریم حیات الغیب
PDF

جایگاه زمین ساختی ایران طی نئوپروتروزوئیک پسین به خوبی شناخته شده نیست و پیشنهاداتی از حاشیه ی غیرفعال (ایران به عنوان بخشی از پلاتفرم آفرو-عربی) تا حاشیه ی فعال (ایران به عنوان بخشی از زمین های پیرامونی گندوانا) وجود دارد. خاستگاه زمین ساختی سازند بایندور که طی این زمان نهشته شده است، می تواند اطلاعات ارزشمندی از تکامل زمین ساختی ایران طی نئوپروتروزوئیک پسین را فراهم کند. سازند بایندور در برش چپقلو به طور غالب از سیلیسی آواری های ارغوانی تیره تا قرمز، بیشتر گلسنگ و به میزان کم تر ماسه سنگ، تشکیل شده است (m400~). ماسه سنگ ها حاوی مقادیر فراوانی کوارتز، فلدسپار و قطعات سنگی ولکانیکی (اغلب آندزیتی و ریولیتی) هستند و ترکیب Q44F30RF26 (لیتیک آرکوز تا آرکوزیک لیتارنایت)، Qt47F30L23 و Qm37F30Lt33 دارند. این داده ها به روشنی نشان می دهد که ماسه سنگ های بایندور از منشا کمان ماگمایی با ترکیب سنگ های ولکانیکی فلسیک/حدواسط و سنگ های نفوذی گرانودیوریتی رخنمون یافته، منشا گرفته اند. ایممچوریتی بافتی و ترکیبی رسوبات بایندور در کنار شکل نسبتا زاویه دار تا زاویه دار دانه های ناپایدار همانند قطعات سنگی ولکانیکی، نشان دهنده ی منشا گرفتن محلی از سنگ های رخنمون یافته ی اطراف (منشاهای نزدیک) و نهشت در یک حاشیه ی قاره ای فعال است. این نتایج شواهد جدیدی از سناریوی فرورانش در این دوره ی زمانی در ایران، به عنوان بخشی از زمین های پیرامونی گندوانا را فراهم می کنند.  

نجمه اعتمادسعید, محبوبه حسینی برزی
PDF

درحين انجام اکتشافات هیدروژئوشیمیایی، معمولا چندين عنصربا يکديگر مطالعه مي‌شوند و نقشه‌هاي توزيع آن‌ها براي مشخص کردن ناهنجاري‌هاي احتمالي آماده مي‌شود. در اين مطالعه جهت انجام هر چه بهتر اين مفهوم در منطقه کدکن تعداد 110 نمونه آب زیرزمینی مورد بررسي و تحليل قرار گرفت و بررسي توزيع عناصر از روش عامل R استفاده شد. پس از بررسي‌هاي آماري و انتخاب تعداد عامل‌هاي مختلف نهايتاً مدل شش عاملی انتخاب گرديد که مجموعاً 69.72 کل واريانس داده‌ها را در بر مي‌گيرد و بيشترين مطابقت را با واحدهاي سنگ‌شناسي، هیدروشیمی و بخش‌های دارای پتانسیل کانی‌سازی احتمالی اورانیوم را دارد. برای شناسایی ناهنجاری‌ها، امتیازات عاملی برای کل نمونه‌های منطقه محاسبه شد بر این اساس عامل کانی‌سازی (عامل4) بار مثبت قوي بر روي عناصر اورانیوم، گوگرد، مولیبدن، یون فلوراید، فسفات، سولفات و سلنیوم دارد. با توجه به اینکه این عناصر از ردیاب‌های کانسارهای اورانیوم نوع رسوبی هستند می‌توانند نشان دهنده مناطق احتمالی دارای پتانسیل کانی‌سازی اورانیوم باشند.

مصطفی اسماعیلی و ردنجانی, ایرج رسا, محمد یزدی, کاوه پازند, رسول سپهری راد
PDF

 

اقلیم یکی از مهمترین عوامل محیطی است که بر زندگی و فعالیت انسان ها موثر است. لذا شناخت پهنه های  اقلیمی جهت برنامه ریزی و توسعه فضایی نواحی مختلف ضروری می باشد. هدف این تحقیق پهنه بندی دما در ایران با روش خوشه بندی فازی است. داده های میانگین روزانه ی درجه حرارت خشک، بیشینه درجه حرارت، کمینه درجه حرارت، دمای نقطه شبنم و درجه حرارت تر ۶۳ ایستگاه سینوپتیک ایران در بازه ی زمانی ۱۹۸۵ تا ۲۰۱۳ از سازمان هواشناسی اخذ شد. داده ها با روش نگاشت تجزیه به مقادیر منفرد (SVD) در نرم افزار متلب فشرده و کاهش بعد داده شد و با روش خوشه بندی فازی (Fcm)، خوشه بندی گردید. نتایج این تحقیق  ۶ خوشه دمایی را در ایران نشان می دهد. پهنه های دمایی ایران از دریا خزر، خلیج فارس و دریای عمان و رشته کوه البرز و زاگرس و نواحی داخلی ایران تبعیت می کند.

هجر سادات حسینی, همت اله رورده, جمال قاسمی, یدالله یوسفی
PDF

شهر اردبيل يکي از کانون‌هاي پرخطر از نظر احتمال وقوع زلزله در ايران است. اين مسئله تهديدي جدي براي پايداري توسعه‌ي اين شهر محسوب مي‌شود. هدف اين پژوهش سنجش ميزان تاب‌آوري شهر در برابر خطر وقوع زلزله‌هاي احتمالي است. اين پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. بر این اساس تاب‌آوري شهر بر مبناي 14 معيار در قالب 4 مؤلفه‌ي اصلي به روش دلفي و توسط 50 خِبره ارزيابي شده‌اند. براي تجزیه و تحلیل داده‌ها، از آزمون‌های t تک نمونه‌ای، فریدمن، کندال و تحلیل مسیر در قالب نرم افزار SPSS استفاده شده است. يافته‌هاي پژوهش نشان می‌دهند که وضعیت تاب­آوری شهر اردبیل در برابر وقوع زلزله‌ي احتمالی در مجموع مولفه‌ها، با میانگین 33/3  نامطلوب است. همچنين ميزان تاب‌آوري شهر در حين وقوع و بعد از وقوع زلزله بسيار کمتر و در سطح 95 درصد معنی­دار است. از بين مؤلفه‌هاي چهارگانه، مؤلفه‌ي کالبدی با مجموع اثرات مستقیم و غیر مستقیم 56.5 درصد آلفا را تبيين نموده و، موثرترین مولفه در تاب‌آوری شهر اردبیل است. ابعاد چهارگانه‌ي تاب‌آوری، روی هم رفته توانستند 74.9 درصد از تاب‌آوری شهر اردبیل را تبيين نمايند. در پايان و بر مبناي يافته‌هاي پژوهش و در چارچوب 4 مولفه‌ي اصلي، پيشنهاداتي براي تاب‌آور نمودن شهر در مقابل خطر وقوع زلزله‌‌هاي احتمالي در شهر اردبيل ارائه شده‌اند. 

علیرضا محمدی, اصغر پاشازاده
PDF

 این مطالعه با هدف بسط و توسعه معادلات و ارزیابی دقت برای محاسبه درجه روز با استفاده از میانگین دمای روزانه هوا به رشته تحریر در آمده است. به منظور ابتدا، به محاسبه درجه روز گرمایش (HDD) و سرمایش   (CDD) از برونداد پایگاه داده اسفزاری با استفاده از دو مدل ASHRAE و UKMO با لحاظ نمودن آستانه انجمن استاندارد علوم ایالات‌متحده آمریکا استفاده شد. به‌منظور رابطه نیاز گرمایش و سرمایش کشور از روش وایازی غیرخطی چندگانه گام‌به‌گام با برازش معادلات کوبیک و کوادراتیک استفاده شد. نتایج نشان داد، تابع کوادراتیک پیش‌بینی‌های بسیار دقیق‌تری را نسبت تابع کوبیک برای نیاز گرمایشی و سرمایشی با انحراف استاندارد(SD)  0/328 و 0/370 ارائه می‌نماید. میزان ضریب بتا (B) وF بیانگر این است که به‌جز مقدار ثابت در معادلات (bo)، عامل درجه حرارت میانگین با توان سه درجه­ اهمیت بیشتری نسبت به بقیه عوامل ورودی به مدل­ها برای نیاز گرمایشی دارد. همچنین برای نیازی سرمایشی توان درجه‌یک میانگین دمای هوا نسبت به سایر عوامل از اهمیت بیشتری برخوردار است. محاسبه ترکیب انحراف استاندارد(SD) ، عرض جغرافیایی و ارتفاع نیز منجر به افزایش دقت پیش‌بینی مدل (R2>92) گردید که مبین نقش تغییرات مکانی بالای این دو فراسنج و همسویی چندجانبه عوامل محیطی است. تحلیل‌های مکانی نیاز گرمایشی و سرمایشی چند مشخصه بارز آب و هوایی را برای این فراسنج در قلمرو ایران آشکار ساخته است: 1- لانه گزینی آب و هوایی در قالب خرده نواحی آب و هوایی؛ 2- وردش مکانی بالای نیاز گرمایشی و سرمایشی با آرایش ناهمواری‌ها و تغییرات شدید ارتفاعی.

محمود احمدی, عباسعلی داداشی رودباری, رضا ابراهیمی
PDF
خشکسالی یک پدیده تکرارشونده در اقلیم‌های مختلف است. وقوع این پدیده صرفاً به اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک محدود نمی‌شود، بلکه در اقلیم‌های مرطوب و خیلی مرطوب هم به وقوع می‌پیوندد. در این مطالعه با استفاده از داده‌های بارش سالانه 31 ایستگاه در دوره آماری (2015-1986)، پس از طی مراحل همگنی و تکمیل نواقص داده‌ها، مقادیر نمایه‌های مختلف (SIAP،SPI، RAL، PNPIو Z Score) در محیط نرم‌افزارهای DIP و DIC محاسبه گردید و خشکسالی های شدید منطقه جنوب و جنوب غرب ایران شناسایی گردید. داده‌های مورد نیاز از سایت http://www.esrl.noaa.gov دریافت گردید و سپس نقشه همدید ترازهای 1000 تا 700 هکتوپاسکال ترسیم و هسته مراکز پرفشار جنب‌حاره‌ای عربستان در ترازهای فوق هکتوپاسکال به‌صورت روزانه و ماهانه استخراج شد برای تحلیل همدید الگوی خشکسالی داده‌ها در محدوده طول‌های -60 درجه غربی تا 100 درجه شرقی و عرض صفر (استوا) تا 80 درجه شمالی انتخاب و در محیط نرم‌افزاری ARCGIS10.3به‌صورت نقشه ترسیم گردید. همینطور موقعیت رودبادها در خشکسالی های شدید با ایجاد اسکریپتی در نرم افزار GRADS ترسیم و محور و هسته رودبادها ترسیم گردید. در نهایت الگوی غالب در خشکسالی های شدید منطقه تحلیل شده است. نتایج نشان داد که در خشکسالی های شدید در منطقه زبانه‌های چهار سامانه واچرخندی آزور، آفریقا، عربستان و سیبری در یک راستای مداری در محدوده عرضهای 15 تا 45 درجه شمالی ادغام‌شده و به صورت یک کمربند گسترده تمام منطقه را در بر می‌گیرد. پرفشار عربستان کاملاً حرکت غرب سو داشته و در تمام طول دوره بارشی بر روی خشکی شبه جزیره عربستان قرار می‌گیرد و با ادغام با زبانه پرفشار آفریقا باعث رانده شدن کم فشار سودان به عرض‌های جنوبی و مانع گسترش آن به سمت عرض‌های بالا می‌گردد با حرکت غرب سوی سلول عربستان رودباد جنب حاره ای نیز به سمت غرب جابجا شده و برخلاف شرایط نرمال بر روی شمال شرق آفریقا استقرار
حسن لشکری, علی اکبر متکان, مجید آزادی, زینب محمدی
PDF